ارزشيابي عملكرد كاركنان تحت عناوين نظام ترفيعات ، تعيين شايستگي و ارزيابي عملكرد و نظاير اينها در اغلب سازمانها و شركتهاي دولتي و خصوصي مطرح است .ارزشيابي ابزار موثري در مديريت منابع انساني است كه با انجام صحيح و منطقي آن ،ضمن آن كه سازمانها با كارايي به اهداف خود مي رسند، منافع كاركنان نيز تامين مي گردد.در جريان ارزشيابي عملكرد، يك مدير، رفتارهاي كاري كاركنان را ازطريق سنجش ومقايسه آنها با معيارهاي ازپيش تنظيم شده ارزيابي مي كند، نتايج حاصله را ثبت مي كند وآنها را به اطلاع كاركنان سازمان مي رساند "رفتار سازماني ، ص 479". انجام صحيح ودقيق مراحل ارزشيابي امري نسبتا مشكل است زيرا كار ارزشيابي مستلزم نوعي قضاوت و داوري درباره رفتار و عملكرد افراد است ، بنابراين انجام ارزشيابي با كيفيت و روشي كه كمترين آثار سوء را داشته باشد ضرورت دارد. در تعدادي از سازمانها و شركتها امرارزشيابي جنبه ظاهري و تشريفاتي پيدا مي كند و نتايج موردانتظار از آن حاصل نمي شود.بيشتر روشهاي معمول ارزشيابي حالت ذهني و كيفي دارند. همين امر سبب عدم رضايت و ناخرسندي كاركنان مي گردد. در بسياري از موارد مشاهده مي شود بنابه دلايل متعددشخصي و سازماني ، معيارهاي كيفي ارزشيابي به صورت آگاهانه يا ناخودآگاه با تعصب حمايت از كاركنان خاص و انحراف از اهداف ارزشيابي همراه است . اگر كاركنان سازمان به اين نتيجه برسند كه اعطاي ترفيعات و شايستگي و پرداخت پاداشها بر معيارهاي عملكردي استوار نبوده و برمبناي ارزشيابي واقعي صورت نگيرد، اثرات زيانبار و مخربي بر عملكرد آنان خواهد داشت . تاخير ورود، غيبت ، ترك كار و اتلاف منابع ، سالانه مبالغ هنگفتي زيان به سازمانها وارد مي آورد. همچنين عملكرد ضعيف كاركنان ، اثرات منفي وزيانباري بر رهبري و كاركنان سازمان به جاي مي گذارد. به طوري كه امروزه بخش مهمي ازوقت مديران صرف تفكر درباره چگونگي اقدام درمورد افراد كم كار مي شود.
با استفاده از نظام صحيح ارزشيابي عملكرد مي توان تاحدودي بر اين مشكلات فائق آمد، سازمان را در تحقق اهداف آن كمك كرد و انگيزه تلاش بيشتر را در كاركنان فراهم ساخت .
ادامه مطلب
هرگز کارکنان را مجبور نکنید که کاری را تنها با روش مورد نظر شما انجام دهند . هدف را برای آنان مشخص کرده و انتخاب روش اجرای کار را به خود آنان واگذار کنید . در چنین مواقعی ، نبوغ و درایت آنان شما را شگفت زده خواهد کرد .
کار تیمی ، نه نیازی به افراد خارق العاده و بسیار باهوش برای رهبری دارد و نه به افرادی مستبد و خودرأی برای ودار کردن کارکنان به انجام کارها نیازمند است . اگر کم و کیف کار و هدف پروژه به طور کامل برای اعضاء تشریح شود، اختیارات کامل نیز به آنان تفویض گردد و از دخالت غیرضروری در کار آنها خودداری شود ، اعضاء با حداکثر کارایی و بهره وری ، وظیفه محوله را انجام خواهند داد . اغلب مدیران و سرپرستان با مداخله های بی جا در جزء جزء کارها ، مانع ظهور استعدادهای کارکنان می شوند .
برخی سرپرستان معتقدند که تبحر در دستور دادن یعنی تفویض اختیار ! این ایده اصولاً درست نیست و آنان دقیقاً مشابه مستبدان عمل می کنند . تفویض اختیار ، یعنی بدون دیکته کردن روش انجام وظیفه ای به دیگری ، کار را به او محول کرده و انتخاب روش انجام آن را به او واگذار کنید . اگر به جای تفویض اختیار انتخاب روش انجام کار ، به آنها دستور دهید که مطابق روش مورد نظر شما کار کنند ، آزرده خاطر شده و با بی میلی کار را انجام خواهند داد . در غیر این صورت ، از اجرای کارها لذا برده و معمولاً روش های جدیدی برای انجام آنها ابداع خواهند کرد .
اين مقاله به بحث مديريت استراتژيك ميپردازد؛ ابتدا بحث با تعريفي پيرامون مديريت و استراتژي آغاز می شود . فرايند مديريت استراتژيك در پنج مرحله، 1- تجزيه و تحليل محيطي، 2- پايهگذاري جهتگيري سازماني، 3- هدفگذاري، 4- تعيين و تدوين استراتژيها، 5- بسترسازي و اجراي استراتژيها و كنترل استراتژيها توضيح داده شده است. مهارتهاي بنيادين شامل مهارت تعامل، تخصيص، نظارت و سازماندهي ميشود. پژوهشهاي انجام گرفته ، مزايايي را براي تفكر استراتژيك و تعهد عميق به فرايند مديريت استراتژيك قايل است، از جمله تفكر و تعهد استراتژيك 1- سطوح مختلف مديريت سازمان را در تعيين اهداف ، هدايت و راهنمايي مي كند. 2- شناسايي و پاسخگويي به موج تغييرات، فرصتهاي جديد و تهديدات در حال ظهور را تسهيل مي كند. 3- منطق مديريت را در ارزيابي نياز به سرمايه و نيروي كار تقويت مي سازد. 4-كليه تصميم گيريهاي مديران در زمينه استراتژي را در كل سازمان هماهنگ مي نمايد. 5- سازمان را قادر مي سازد كه موقعيت واكنشي (Reactive) خود را به وضعيت كنشي وآينده ساز (Proactive) تبديل كند. مزاياي فوق به سازمانها توانايي آن را مي بخشد كه به جاي آن كه صرفاً پاسخگوي نيروهاي رقابتي بوده و در مقابل شرايط متغير حاكم بر خود واكنش نشان دهند ، خود بر آنها تأثير گذارند.
ادامه مطلب
شکست فاجعه نیست ، بلکه بی هدفی فاجعه است .
جیمز راسل لاول
امروزه دنیای کسب وکار بر پایه « مشتری مداری» و «رضایت مشتریان» استوار گشته به گونه ای که گسترش خدمات و حتی ارائه آن بدون در نظر گرفتن این اصل نه تنها مشکل بلکه غیر ممکن است. فعالان عرصه اقتصاد و کسانی که به ماندگاری جاودانه در این عرصه می اندیشند
به خوبی می دانند که اکسیژن تنفس در دنیای تجارت اصل مشتری مداری است و درک این سخن که «همیشه حق با مشتری است » را سرلوحه برنامه هاي خويش مي دانند.
حضور مشتری در یک واحد اقتصادی علاوه بر آنکه سود مالی به دنبال دارد، شیپور بیدار باش همیشگی است تا بتوانیم چون سربازانی آماده در عرصه رقابت به نبرد بپردازیم.
در این میان آنچه مهم است خود «مشتری مداری» نیست، بلکه ویژگی ها و پرامترهایی است که باید وجود داشته باشد تا مشتری مداری محقق شود. آنچه در سطور زیر می آید بیشتر تجربیاتی کاربردی است که در این عرصه کسب شده و به عنوان عوامل به وجود آورنده و رشد دهنده « مشتری مداری» می تواند مورد توجه قرار گیرد. در واقع پاسخی است به این پرسش که « مشتری چه می خواهد؟ » یقینا هر کسی که پاسخی منطقی و کاملتر برای این پرسش داشته باشد او بهتر خواهد توانست خود را مزین به اصل « مشتری مداری» کرده باشد.
لذا به دور از پیچیدگی های زبان علمی، تجربیاتی که می تواند ما را در این راستا یاری دهد به شرح زیر بیان می گردد:
ادامه مطلب
نام كتاب: راهنماي عملي سنجش نياز در سازمان ها
نويسنده : كاويتا گوپتا
مترجم: دكتر محرم آقازاده
ناشر: آييژ
فهرست مطالب :
نگاه كلي برسنجش نيازها
رويكردسنجش نيازهاي راهبردي
رويكرد سنجش مبتني بر قابليت
رويكرد سنجش نيازهاي آموزشي
رويكرد تجزيه و تحليل شغل و كار
آیا تاکنون از خودتان پرسیده اید ، چرا اکثر کارمندان من نمی خواهند ریسک کنند؟ شاید به این دلیل است که گاهی اوقات آن ها سعی کرده اند ولی با شکست مواجه شده اند ، یا این که خیلی مقرراتی هستند و یا این که خیلی
محافظه کارند . حتی وقتی کارمندان در یک کار پرمخاطره موفق می شوند ، ممکن است نگرانی نتیجه ی کار باشند .
مدیران باید به این نکته توجه داشته باشند که هر کسی ممکن است اشتباه بکند . بهترین مدیران می دانند که ایجاد روحیه ریسک پذیری در کارمند قسمتی از برنامه کمک به کارمند در محیط کار می باشد . لذا برای شما به عنوان
مدیر و سرپرست سازمان تشویق و حمایت رفتارهای ریسک پذیری هوشمندانه کارمندان از اهمیت بسزایی برخوردار است . بنابراین چگونه می توان فرهنگی ایجاد کرد که با آن بتوان کارمندان را تشویق کرد تا ریسک های هوشمند اختیار کنند و از انجام آن احساس راحتی کنند؟در اینجا از برخی ایده های مورد نظر سخن به میان آورده ایم :
به کارمندان بگویید ریسک یک واژه ای چهار حرفی لازم برای موفقیت است
ریسک کردن محاسبه شده و خلاق می تواند باعث بهبود وضعیت هر سازمانی شود . این موضوع بدان مفهوم است که مدیران و سرپرستان باید به کارمندان خود کمک کنند تا آن ها راه های جدیدی برای انجام کارشان پیدا کنند ، اصلاحات لازم در سازمان به وجود آورند و آن ها را در ریسک کردن تشویق و حمایت کنند .
کارمندان را در ریسک کردن حمایت کنند
به کارمندان اجازه دهید نقشی فعال در تصمیم گیری های ریسک دار داشته باشند .
به کارمندان یاد دهید که چگونه و در کجا ریسک کنند یا از ریسک کردن پرهیز کنند . به دنبال فرصت ها و معیارهایی باشید که بتوانند اهداف بالقوه و بالفعل تبدیل کنید . و آنگاه تصمیم بگیرید کدام ریسک ارزشمند است .
رفتار ریسک کردن را به عنوان یک رفتار آموختنی تشویق کنید
ریسک کردن چیزی است که گام به گام و در اثر گذشت زمان آن را می آموزیم . به کارمندان خود یادآوری کنید که در آنچه که در زندگی روزانه انجام می دهیم از همه بیش تر ریسک وجود دارد ، مثل ازدواج کردن ، خرید
یک اتومبیل جدید ، داشتن بچه ، خرید خانه ، تغییر شغل ، یا مهاجرت به شهر دیگر .
در اثر گذر زمان هر چه بیش تر ریسک کردن را یاد بگیریم و هر چه بیش تر خود ریسک ها بزرگ باشند ، به راحتی خواهیم توانست به موفقیتی برسیم که یک سازمان و کارمندانش را اداره کنیم .
۱- قابل سنجش و اندازه گیری باشد.
۲- سازنده و مثبت باشد.
-۳ واقع گرایانه باشد نه تخیلی.
-۴ مبتنی بر مصلحت (جمعی) باشد نه خوشایند (فردی)
۵- به راحتی و در چند گام قابل دستیابی نباشد، اما قابل تقسیم به اهداف کوتاه مدت و دست یافتنی باشد.
-۶ زمان دستیابی به آن تعیین شده باشد.
-۷ مکتوب و در معرض دید همگان باشد تا در ذهن یکایک افراد نقش ببندد.
-۸ تا حد امکان مستقل باشد نه متکی به عوامل خارجی، مگر تحت شرایط خاص آنهم نه در مورد عوامل اصلی و حیاتی.
-۹ قابلیت انعطاف، اصلاح و تغییر را داشته باشد.
-۱۰ عامل انگیزش سازمان باشد.
-۱۱ آینده نگرانه باشد.
-۱۲ با توجه به وضعیت روز منطقه، جامعه و جهان انتخاب شده باشد.
منبع :راهکار مدیریت


