معرفی و خلاصه کتاب قدرت بهروری
سه شنبه سی ام بهمن 1386 0:3
« قدرت بهره وری »
نویسنده: ویلیام لوئیس
مترجم: آرش پازکی
ناشر: میثاق همکاران
تاریخ چاپ: بهار 1386
تعداد صفحات: 516
قیمت: 55000 ریال
خلاصه:
فهرست
مقدمه
1. فصل اول یافته ها: چشم اندازِِِِِِِِِِِ اقتصادی جهان 1
فصل دوم: کشورهای دارای درآمد بالا و متوسط
1-2. ژاپن: اقتصادی دوگانه 31
2-2. اروپا: نزول 78
3-2. ایالات متحده: مصرف کننده، سلطان است 120
4-2. کره: پیروی راه ژاپن 153
فصل سوم: کشورهای فقیر
1-3. برزیل: دولت بزرگ، مشکل بزرگی است 194
2-3. روسیه: اقتصاد بازاری درهم پیچیده 238
3-3. هندوستان: مدیریت بد اقتصادی دولتی دموكراتیك 279
فصل چهارم : علل و شرایط
1-4. الگوها: روشن و قوی 319
2-4. چرا سیاست های اقتصادی غلط
در همه جهان وجود دارد؟ 361
3-4. رویکردهای نوین 397
4-4. بالاخره چه می شود؟ 439
ادامه مطلب
سیستمهای اطلاعات مدیریت
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 21:49
فایل پاورپوینت با موضوع سیستمهای اطلاعات مدیریت
دانلود:
آشنايي با افكار دمينگ
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 0:4
فایل مذکور باقالب ورد می باشد لطفا دانلود کنید
پنج توصيه برای مديريت
چهارشنبه دهم بهمن 1386 0:1
بدون در نظر گرفتن سن يا تجربه می توان با در نظر داشتن فنون ضروری، مديری موثر بود. يك مدير خوب هميشه چند راه ويژه برای ايجاد روابط كاری تاثيرگذار با گروه خود دارد. امروز استفاده از اين فنون را در دفتر خود آغاز كنيد و كارمنداتنان از شما سپاسگزار خواهند بود.
1. انگیزه فردی افراد یا آنچه را برایشان ویژگی دارد دریابید. این مساله می تواند شامل اقدامات گوناگون از خرید بلیت های مسابقات ورزشی برای علاقمندان به ورزش گرفته تا كشف ساده علایق آنان باشد.
2. ایجاد این گونه روابط شخصی با همكاران و مراجعان موجب كار گروهی بیشتر در بین آنان می شود. استیو كارنی(1)، نویسنده كتاب "وقایع نگار كار گروهی"(2) می گوید: " امروزه كار گروهی مهم ترین مهارت در محل های كاری به شمار می رود و همه مدیران و كارمندان باید بازیكنان یك تیم باشند." كارمندانتان را فعالانه از طریق گفتگو به كار بگیرید، جریان نظرات را تشویق كنید و تفكرات گروهتان را در نظر بگیرید."
3. همواره از كار گروهتان قدردانی كنید كه در نهایت موجب احترام به مدیریت می شود و همكارانتان را به كار سخت تر وادار می كند. به نظرات دیگران گوش دهید. استفاده از مشاوره اعضای مسن تر و با تجربه تر نیز سودمند خواهد بود.
4. هیچ یك از این اقدامات بدون كنار گذاشتن نامه های الكترونیك و پیام های صوتی برای یك لحظه و تلاش برای ترتیب دادن نشست هایی با كارمندان امكان پذیر نیست. برای بررسی جزییات طرح ها و مسایل و راه چاره های دیگر كاری، جلسات منظم برگزار نمایید. با انجام این كار روابط مهمی را با كارمندانتان برقرار خواهید كرد و آنان تمایل بیشتری به همكاری با شما نشان خواهند داد.
5. مطالعه روزنامه ها، مجلات یا نشریات تجاری می توانند به سادگی در بالابردن دانش مدیریتی به شما كمك كنند.
شما با دریافت ارزش ارتباطات، احترام و كار گروهی، روابط كاری مهمی با گروهتان ایجاد می كنید و به خرسندی كارمندان، همكاری گروهی و تحسین كلی دو جانبه كمك می نمایید.
1. انگیزه فردی افراد یا آنچه را برایشان ویژگی دارد دریابید. این مساله می تواند شامل اقدامات گوناگون از خرید بلیت های مسابقات ورزشی برای علاقمندان به ورزش گرفته تا كشف ساده علایق آنان باشد.
2. ایجاد این گونه روابط شخصی با همكاران و مراجعان موجب كار گروهی بیشتر در بین آنان می شود. استیو كارنی(1)، نویسنده كتاب "وقایع نگار كار گروهی"(2) می گوید: " امروزه كار گروهی مهم ترین مهارت در محل های كاری به شمار می رود و همه مدیران و كارمندان باید بازیكنان یك تیم باشند." كارمندانتان را فعالانه از طریق گفتگو به كار بگیرید، جریان نظرات را تشویق كنید و تفكرات گروهتان را در نظر بگیرید."
3. همواره از كار گروهتان قدردانی كنید كه در نهایت موجب احترام به مدیریت می شود و همكارانتان را به كار سخت تر وادار می كند. به نظرات دیگران گوش دهید. استفاده از مشاوره اعضای مسن تر و با تجربه تر نیز سودمند خواهد بود.
4. هیچ یك از این اقدامات بدون كنار گذاشتن نامه های الكترونیك و پیام های صوتی برای یك لحظه و تلاش برای ترتیب دادن نشست هایی با كارمندان امكان پذیر نیست. برای بررسی جزییات طرح ها و مسایل و راه چاره های دیگر كاری، جلسات منظم برگزار نمایید. با انجام این كار روابط مهمی را با كارمندانتان برقرار خواهید كرد و آنان تمایل بیشتری به همكاری با شما نشان خواهند داد.
5. مطالعه روزنامه ها، مجلات یا نشریات تجاری می توانند به سادگی در بالابردن دانش مدیریتی به شما كمك كنند.
شما با دریافت ارزش ارتباطات، احترام و كار گروهی، روابط كاری مهمی با گروهتان ایجاد می كنید و به خرسندی كارمندان، همكاری گروهی و تحسین كلی دو جانبه كمك می نمایید.
منبع:سایت انجمن مدیریت ارشد کسب و کار
موانع تصميم سازي (قسمت دوم)
جمعه پنجم بهمن 1386 21:36
مراحل تصميم سازي:
مرحله اول- تصميمي كه قصد داريد اتخاذ كنيد را شناسايي كنيد. شما در مي يابيد كه بايد تصميم بگيريد. آگاهي شما ممكن است از چيزهاي گوناگوني سرچشمه گرفته باشد. بايد بكوشيد بطور روشن ماهيت تصميمي كه ميخواهيد اتخاذ كنيد را معين كنيد.
مرحله دوم- گردآوري اطلاعات مرتبط.اغلب تصميم ها نياز به جمع آوري اطلاعات مربوط به خود را دارد. بايد بدانيد كه به چه اطلاعاتي نياز دارديد. بهترين منبع اطلاعاتي كدام است و چگونه بايد به آنها دسترسي پيدا كنيد. برخي از اطلاعات با تجزيه تحليل خويشتن و برخي از منابع خارجي همچون كتاب، افراد و غيره تامين ميگردند.
مرحله سوم- آلترناتيوها (گزينه ها) را شناسايي كنيد. از طريق فرايند گردآوري اطلاعات، شما احتمالا دو يا چند مسير كنش را شناسايي خواهيد كرد. همچنين شما ميتوانيد از قوه مخيله و اطلاعات در دست استفاده كرده و آلترناتيو هاي جديدي را خلق كنيد.
مرحله چهارم- شواهد را بسنجيد. از اطلاعات و هيجانات بهره گرفته تا بتوانيد تجسم كنيد، چنانچه هر كدام از آلترناتيو ها به مرحله اجرا درآيد، چگونه خواهند بود. شما بايدارزيابي كنيد كه آيا نيازي كه در مرحله نخست شناسايي كرده ايد به كمك هر كدام از آلترناتيوها حل خواهد شد و يا خير. سرانجام شما قادر خواهيد بود تا آلترناتيوهاي موجود را به ترتيب اولويت طبقه بندي كنيد.
مرحله پنجم- از ميان آلترناتيو ها يكي را برگزينيد. پس از آنكه تمام شواهد را ارزيابي كرديد شما قادر خواهيد بود تا آلترناتيوي كه مناسب شماست را انتخاب كنيد. همچنين ميتوانيد تركيبي از آلترناتيوها را برگزينيد.
مرحله ششم- در اين مرحله براي اجرايي ساختن آلترناتيو منتخب خود دست بكار شويد.
مرحله هفتم- تصميم و پيامدها را مرور كنيد. نتايج تصميم خود را تجربه كنيد و ببينيد آيا آن آلترناتيو در حل مشكل شما را ياري كرده يا خير. چنانچه پاسخ مثبت بود تصميم خود را حفظ كنيد و گر نه بايستي مراحل خاصي از قرايند فوق را از سر بگيريد.
چند نكته در رابطه با تصميم گيري:
1- تصميم گيري يك فرآيند است و نه يك رخداد ايستا. ما همواره با دستيابي به اطلاعات تازه ميتوانيم تصميمات خود را بازبيني و بازسازي كنيم.
2- تفاوت بارزي ميان تصميم و پيامد وجود دارد.شما ممكن است بر مبناي اطلاعات در دسترس تصميم خوبي را اتخاذ كنيد اما باز به نتيجه بدي برسيد. تصميم تحت كنترل شماست اما پيامد خير. تمام تصميمات مشمول اين عنصر ريسك و اقبال است.
3- شما ممكن است براي دستيابي به اطلاعات با ديگران مشورت كنيد. اما در نهايت اين شما هستيد كه بايد براي خود تصميم بگيريد. اما بهتر است با بيش از يك منبع انساني مشورت كنيد تا اطلاعات شما سودار و تعصب آميز نباشد.
چه زماني نبايستي تصميم گيري كرد:
1- مواقعي كه هيجانات در اوج خود هستند (ترس، خشم، اندوه، اضطراب و سرخوشي) نبايستي اقدام به تصميم گيري (به ويژه تصميمات منفي) كرد. چراكه تصميماتي كه حين اين شرايط اتخاذ ميشود نتيجه تفكر متمركز و منطقي نميباشند. صبور باشيد و در آرامش خاطر تصميم گيري كنيد.
2- هرگز صرفا به خاطر انتقام گيري و يا صدمه زدن به شخصي تصميم گيري نكنيد.
3- هرگز مشكلي را با ايجاد يك مشكل تازه حل نكنيد. برخي اوقات در مواجهه ناكاميهاي عميق ناشي از مشكلات دشوار فرد ممكن است با ايجاد مشكلي بزرگتر، مشكل فعلي خود را حل نمايد. مثلا شخص جاي رويارويي شجاعانه با مشكلات به مصرف الكل روي مي آورد. همانطور كه الكل ميكروبها را نابود ميكند، شان انساني فرد را نيز نابود مي سازد. هر راه حلي ممكن است يك مشكل تازه باشد .
مرحله اول- تصميمي كه قصد داريد اتخاذ كنيد را شناسايي كنيد. شما در مي يابيد كه بايد تصميم بگيريد. آگاهي شما ممكن است از چيزهاي گوناگوني سرچشمه گرفته باشد. بايد بكوشيد بطور روشن ماهيت تصميمي كه ميخواهيد اتخاذ كنيد را معين كنيد.
مرحله دوم- گردآوري اطلاعات مرتبط.اغلب تصميم ها نياز به جمع آوري اطلاعات مربوط به خود را دارد. بايد بدانيد كه به چه اطلاعاتي نياز دارديد. بهترين منبع اطلاعاتي كدام است و چگونه بايد به آنها دسترسي پيدا كنيد. برخي از اطلاعات با تجزيه تحليل خويشتن و برخي از منابع خارجي همچون كتاب، افراد و غيره تامين ميگردند.
مرحله سوم- آلترناتيوها (گزينه ها) را شناسايي كنيد. از طريق فرايند گردآوري اطلاعات، شما احتمالا دو يا چند مسير كنش را شناسايي خواهيد كرد. همچنين شما ميتوانيد از قوه مخيله و اطلاعات در دست استفاده كرده و آلترناتيو هاي جديدي را خلق كنيد.
مرحله چهارم- شواهد را بسنجيد. از اطلاعات و هيجانات بهره گرفته تا بتوانيد تجسم كنيد، چنانچه هر كدام از آلترناتيو ها به مرحله اجرا درآيد، چگونه خواهند بود. شما بايدارزيابي كنيد كه آيا نيازي كه در مرحله نخست شناسايي كرده ايد به كمك هر كدام از آلترناتيوها حل خواهد شد و يا خير. سرانجام شما قادر خواهيد بود تا آلترناتيوهاي موجود را به ترتيب اولويت طبقه بندي كنيد.
مرحله پنجم- از ميان آلترناتيو ها يكي را برگزينيد. پس از آنكه تمام شواهد را ارزيابي كرديد شما قادر خواهيد بود تا آلترناتيوي كه مناسب شماست را انتخاب كنيد. همچنين ميتوانيد تركيبي از آلترناتيوها را برگزينيد.
مرحله ششم- در اين مرحله براي اجرايي ساختن آلترناتيو منتخب خود دست بكار شويد.
مرحله هفتم- تصميم و پيامدها را مرور كنيد. نتايج تصميم خود را تجربه كنيد و ببينيد آيا آن آلترناتيو در حل مشكل شما را ياري كرده يا خير. چنانچه پاسخ مثبت بود تصميم خود را حفظ كنيد و گر نه بايستي مراحل خاصي از قرايند فوق را از سر بگيريد.
1- تصميم گيري يك فرآيند است و نه يك رخداد ايستا. ما همواره با دستيابي به اطلاعات تازه ميتوانيم تصميمات خود را بازبيني و بازسازي كنيم.
2- تفاوت بارزي ميان تصميم و پيامد وجود دارد.شما ممكن است بر مبناي اطلاعات در دسترس تصميم خوبي را اتخاذ كنيد اما باز به نتيجه بدي برسيد. تصميم تحت كنترل شماست اما پيامد خير. تمام تصميمات مشمول اين عنصر ريسك و اقبال است.
3- شما ممكن است براي دستيابي به اطلاعات با ديگران مشورت كنيد. اما در نهايت اين شما هستيد كه بايد براي خود تصميم بگيريد. اما بهتر است با بيش از يك منبع انساني مشورت كنيد تا اطلاعات شما سودار و تعصب آميز نباشد.
چه زماني نبايستي تصميم گيري كرد:
1- مواقعي كه هيجانات در اوج خود هستند (ترس، خشم، اندوه، اضطراب و سرخوشي) نبايستي اقدام به تصميم گيري (به ويژه تصميمات منفي) كرد. چراكه تصميماتي كه حين اين شرايط اتخاذ ميشود نتيجه تفكر متمركز و منطقي نميباشند. صبور باشيد و در آرامش خاطر تصميم گيري كنيد.
2- هرگز صرفا به خاطر انتقام گيري و يا صدمه زدن به شخصي تصميم گيري نكنيد.
3- هرگز مشكلي را با ايجاد يك مشكل تازه حل نكنيد. برخي اوقات در مواجهه ناكاميهاي عميق ناشي از مشكلات دشوار فرد ممكن است با ايجاد مشكلي بزرگتر، مشكل فعلي خود را حل نمايد. مثلا شخص جاي رويارويي شجاعانه با مشكلات به مصرف الكل روي مي آورد. همانطور كه الكل ميكروبها را نابود ميكند، شان انساني فرد را نيز نابود مي سازد. هر راه حلي ممكن است يك مشكل تازه باشد .
منبع:سایت انجمن مدیریت ارشد کسب و کار
موانع تصميم سازي (قسمت اول)
چهارشنبه سوم بهمن 1386 7:1
احساسات و تفكراتي كه مانع تصميم گيري صحيح شده و ايجاد ترديد ميكنند:
1- انتظار و پيش بيني شكست در همان ابتداي تصميمي گيري كه ميتواند به علت اعتماد بنفس و عزت نفس پايين فرد باشد.
2- تحت سلطه زيردست و يا مافوق قرار داشتن، كه تصميم نهايي از جانب آنها اتخاذ و ديكته ميشود.
3- ميل به اثر پذيري و پيروي از افكار، ايده ها و اصول ديگران.
4- تمايل فرد به احساس نا اميدي و تسليم شدن زود هنگام در مقابل كوچكترين و كم اهميت ترين موانع.
5- خودبيني، خودمحوي و يا غرور اجازه نميدهد شخص اندرزهاي ديگران را بجويد.
6- نيروي اراده ضعيف و سست و يا ساختار ذهني مردد و متزلزل.
7- ميل به ترديد و دودلي مزمن كه ممكن است به علت تجارب گذشته زندگي باشد.
8- عقده خود كم بيني و تمايل به ترديد در تواناييهاي فردي.
9- فقدان تعادل ذهني، بي ثباتي انديشه و دمدمي مزاجي.
10- تهييج و برانگيختگي مفرط، تحريك پذيري و نابردباري.
11- رويكرد بد بينانه به زندگي.
12- عادت به پشت گوش اندازي، تعلل و عذر تراشي بمنظور افكندن بار مسئوليت و پيامدها به دوش ديگران.
13- رفتار خشمگينانه و نفرت آميز.
14- عدم برخورداري از استقلال انديشه و تصميم گيري كه در آن فرد براي اتخاذ هر تصميمي نظرات ديگران را جويا ميشود.
15- رفتار تملق آميز و يا گريز از معضلات زندگي.
16- رفتار وسواسي.
راهبردهاي اجتناب از تصميم گيري:
1- توسل به غير: مثل توسل به طالع بيني، كف خواني، چهره شناسي، روياها و تعبير آنها، نگاه كردن به ستاره ها، تله پاتي، رنگها، فالگير ها و رمال ها. به ياد داشته باشيد كه بخت و اقبال از آن افراد با جسارتي است كه تصميمات خوب و درستي را اتخاذ ميكنند.
2- اميدهاي كاذب: اميد به وقوع پيوستن چيزي كه ما هيچگونه كنترلي بر آن نداريم. مثال: اميد دربه زمين نشستن بي خطر هواپيما در حالي كه شما تنها مسافر هستيد ونه خلبان. اميد كاذب و ترس دو روي يك سكه ميباشند. ما تنها ميتوانيم مطابق با اميدهاي تحت كنترل خود و اطمينان از پيامدهاي آنها به خود وديگران وعده دهيم.
3- نينديشيدن به آن: تصميم گيرندگاني كه منتظر از راه رسيدن يك ناجي هستند. يا بايد تصميم گرفت و وارد عمل شد و يا به پشت تكيه زد و به اميد يك معجزه بود. اعجاز ها فوق العاده هستند، اما در عين حال بسيار غير قابل پيش بيني. بي اعتنا بودن نسبت به مشكلات موجود، بي گمان سبب از كنترل خارج شدن آنها و سرايتشان به تمام جوانب زندگي خواهد شد.
4- مرجع قرار دادن اطلاعات ناقص: اهميت بخشيدن نامتناسب به برخي اطلاعات عوض صبر كردن به قدر كافي و دستيابي به تمام اطلاعات.
5- ترس از متضرر شدن: تكرار يك تصميم واحد به علت آنكه "شما در آن بسيار سرمايه گذاري و هزينه كرده ايد و قادر نمي باشيد آن را رها كرده و يا تصميم ديگري اتخاذ كنيد."
6- جستجوي شواهد و مدارك تاييد كننده: تمايل به جستجوي اطلاعاتي كه حمايت كننده انتخاب اوليه بوده و بي اهميت دانستن شواهد مخالف.
7- براي معجزه دعا كردن:مردم معمولا براي وقوع معجزه دعا ميكنند. تمام دعاها چنين مضموني دارند: "خداي بزرگ كاري كن كه دو دو تا چهار تا نشود" هر قدر اوضاع وخيم تر ميشود، مردم بيشتر دعا ميكنند و به بدترين و وخيم ترينها دست مي يابند. البته اين بدين معني نيست كه دعا بي تاثير است اما توسل مطلق به دعا نا معقول است.
8- اطمينان مفرط به تواناييهاي فردي: اين امر باعث ميشود شما خوشبينانه تصميمات پر ريسكي را اتخاذ كنيد. باور كردن و خوشبين بودن نسبت به هرچيز و يا ترديد داشتن و بدبين بودن نسبت به هر چيز، هر دو به يك اندازه راهبردي راحت طلبانه هستند. با توسل به هر كدام از آنها ما خود را از اندشيدن معاف ميكنيم.
9- بيش از حد محتاط بودن:كنجكاوي زياد و طولاني براي به تاخير انداختن تصميم گيري. چنانچه شما خيلي محتاط باشيد، محتاط بودن تمام مشغوليت ذهني شما خواهد شد، كه بي ترديد باعث اختلال در تصميم گيري شما ميشود. ترديدهاي ما، با هراساندن ما و متعاقد ساختن ما به عدم تصميم گيري بزرگترين خائنين ما بوده و باعث از دست رفتن فرصتها مي گردند. دودلي و بي عزمي يك عامل ناتوان كننده است.
10- به دوش ديگران انداختن: انتقال بار مسئوليت تصميم گيري به دوش ديگران. عدم تصميم گيري شخصي به اين علت كه چنانچه كارها بدرستي پيش نرفت فرد ديگري را مقصر معرفي كرده و مورد ملامت قرار دهد. مثلا فرد ممكن است براي گريز از مشكلات زندگي تن به ازدواج دهد تا همواره همسر خود را به خاطر ناملايمات زندگي سرزنش كند.
11- تن به شكست دادن: اعتقاد فرد به اينكه گزينه هاي وي از پيش مقدر و توسط تقدير رقم خورده و محكوم به شكست ميباشد. و بر مبناي آن باور ناديده گرفتن سخت كوشي و نقش افكار و تصميم گيريها.
12- افكارهاي دوم: افكاردوم بيش از موانع طاقت فرسا و شرايط دشوار ميتوانند تصميمات سودمند را عقيم سازند. كوچك شمردن اعتبار و اصالت خود و پذيرش افكار و عقايد ديگران نوعي سوء استفاده شيطاني، گمراه كننده و ظريف از خويشتن است.
13- تشكيل كميته و شورا: معمولا شوراها با حضور كارشناسان برگزار نميشود و هدف آن هم انديشي نبوده بلكه سلب مسئوليت فردي است. چنانچه تصميم كميته نتيجه بخش باشد تمام اعضاء شورا به خود مباهات خواهند كرد، اما درصورتي كه تصميم اتخاذ شده نادرست و بي نتيجه باشد همه اعضاي كميته خواهند گفت كه: "اين تصميم من تنها نبوده بلكه تصميم كميته بوده است." به خاطر داشته باشيد كه، همواره كارهاي بزرگ توسط افراد منفرد محقق گرديده و نه كميته ها و شوراها.
14- ناتواني در شناخت مسئله: اين بي گمان به يك راه حل غلط منتهي ميشود. با عدم شناخت درست مشكل، هر راه حلي لاجرم نادرست خواهد بود.
15- ناتواني در درك مسئله:به علت تجزيه تحليل غير معقول، تعلل، طفره رفتن، فقدان حساسيت و يا فقدان تمركز باعث ناتواني در درك مشكل ميشود.
16-تصميم گيري بر اساس دانش و خرد عمومي و يا گپ هاي دوستانه بي ترديد نادرست خواهد بود.
17- اطلاعات: عدم گردآوري اطلاعات معتبر و موثق، تصميم گيري را دچار مشكل خواهد كرد. اما معمولا افراد ابتدا تصميم ميگيرند و سپس به دنبال اطلاعاتي ميگردند كه تصميم آنها را تاييد كند.
18- نمادين بودن تصميم: شخص بسيار براي اتخاذ يك تصميم و خط مشي تلاش ميكند اما در به اجرا درآوردن آن بي تفاوت است.
19- تقليد كردن:برخي افراد هنگامي كه با سوالاتي نظير "چه بايد بكنم" و يا "چگونه بايد زندگي كنم" تنها كوركورانه از ديگران پيروي كرده و هرگز مخالفت نميكنند.
20- دغدغه هاي پس از تصميم گيري: اغلب افراد پس از تصميم گيري جنبه مثبت تصميم خود را برجسته ساخته و جنبه مثبت گزينه هاي مطرود شده را ناديده گرفته و انكار ميكنند.
21- اسناد موفقيتهاي خود به مهارتها، استعدادها و سخت كوشي و شكستهاي خود به نيروهاي خارجي اجتناب ناپذير (شرايط و يا تقدير). و اتخاذ رويكردي عكس آن براي توفيقات و شكستهاي ديگران.
22- ما تمايل داريم نخستين آلترناتيوي (گزينه) كه به نظر موثر و عملي مي آيد را بپذيريم و از لحاظ كردن گزينه هاي ديگر صرفنظر ميكنيم.
23- محافظه كاري و ايستايي: عدم تمايل به تغيير الگوهاي افكار در مواجهه با اوضاع كنوني. افكاري كه ما در گذشته به آنها خو گرفته ايم .
24- محدوديت هاي تجربي: عدم تمايل و ناتواني در نگريستن به وراي گستره تجارب گذشته يمان و رد ناشناخته ها.
25- تفكر آرزومندانه: ميل داريم كه به مسايل به ديد مثبت نگاه كرده و آنطور كه دوست داريم به وقوع بپيوندند، بيانديشيم. كه باعث تحريف ادراك و انديشه ما ميشود.
26-ناهمساني در اعمال معيارهاي تصميم گيري در شرايط يكسان.
27-تعصب و درك گزينشي موجب تحريف تصميم گيري خواهند شد.
28-ترس از اتخاذ تصميم غلط و پيامدهاي آن.
1- انتظار و پيش بيني شكست در همان ابتداي تصميمي گيري كه ميتواند به علت اعتماد بنفس و عزت نفس پايين فرد باشد.
2- تحت سلطه زيردست و يا مافوق قرار داشتن، كه تصميم نهايي از جانب آنها اتخاذ و ديكته ميشود.
3- ميل به اثر پذيري و پيروي از افكار، ايده ها و اصول ديگران.
4- تمايل فرد به احساس نا اميدي و تسليم شدن زود هنگام در مقابل كوچكترين و كم اهميت ترين موانع.
5- خودبيني، خودمحوي و يا غرور اجازه نميدهد شخص اندرزهاي ديگران را بجويد.
6- نيروي اراده ضعيف و سست و يا ساختار ذهني مردد و متزلزل.
7- ميل به ترديد و دودلي مزمن كه ممكن است به علت تجارب گذشته زندگي باشد.
8- عقده خود كم بيني و تمايل به ترديد در تواناييهاي فردي.
9- فقدان تعادل ذهني، بي ثباتي انديشه و دمدمي مزاجي.
10- تهييج و برانگيختگي مفرط، تحريك پذيري و نابردباري.
11- رويكرد بد بينانه به زندگي.
12- عادت به پشت گوش اندازي، تعلل و عذر تراشي بمنظور افكندن بار مسئوليت و پيامدها به دوش ديگران.
13- رفتار خشمگينانه و نفرت آميز.
14- عدم برخورداري از استقلال انديشه و تصميم گيري كه در آن فرد براي اتخاذ هر تصميمي نظرات ديگران را جويا ميشود.
15- رفتار تملق آميز و يا گريز از معضلات زندگي.
16- رفتار وسواسي.
راهبردهاي اجتناب از تصميم گيري:
1- توسل به غير: مثل توسل به طالع بيني، كف خواني، چهره شناسي، روياها و تعبير آنها، نگاه كردن به ستاره ها، تله پاتي، رنگها، فالگير ها و رمال ها. به ياد داشته باشيد كه بخت و اقبال از آن افراد با جسارتي است كه تصميمات خوب و درستي را اتخاذ ميكنند.
2- اميدهاي كاذب: اميد به وقوع پيوستن چيزي كه ما هيچگونه كنترلي بر آن نداريم. مثال: اميد دربه زمين نشستن بي خطر هواپيما در حالي كه شما تنها مسافر هستيد ونه خلبان. اميد كاذب و ترس دو روي يك سكه ميباشند. ما تنها ميتوانيم مطابق با اميدهاي تحت كنترل خود و اطمينان از پيامدهاي آنها به خود وديگران وعده دهيم.
3- نينديشيدن به آن: تصميم گيرندگاني كه منتظر از راه رسيدن يك ناجي هستند. يا بايد تصميم گرفت و وارد عمل شد و يا به پشت تكيه زد و به اميد يك معجزه بود. اعجاز ها فوق العاده هستند، اما در عين حال بسيار غير قابل پيش بيني. بي اعتنا بودن نسبت به مشكلات موجود، بي گمان سبب از كنترل خارج شدن آنها و سرايتشان به تمام جوانب زندگي خواهد شد.
4- مرجع قرار دادن اطلاعات ناقص: اهميت بخشيدن نامتناسب به برخي اطلاعات عوض صبر كردن به قدر كافي و دستيابي به تمام اطلاعات.
5- ترس از متضرر شدن: تكرار يك تصميم واحد به علت آنكه "شما در آن بسيار سرمايه گذاري و هزينه كرده ايد و قادر نمي باشيد آن را رها كرده و يا تصميم ديگري اتخاذ كنيد."
6- جستجوي شواهد و مدارك تاييد كننده: تمايل به جستجوي اطلاعاتي كه حمايت كننده انتخاب اوليه بوده و بي اهميت دانستن شواهد مخالف.
7- براي معجزه دعا كردن:مردم معمولا براي وقوع معجزه دعا ميكنند. تمام دعاها چنين مضموني دارند: "خداي بزرگ كاري كن كه دو دو تا چهار تا نشود" هر قدر اوضاع وخيم تر ميشود، مردم بيشتر دعا ميكنند و به بدترين و وخيم ترينها دست مي يابند. البته اين بدين معني نيست كه دعا بي تاثير است اما توسل مطلق به دعا نا معقول است.
8- اطمينان مفرط به تواناييهاي فردي: اين امر باعث ميشود شما خوشبينانه تصميمات پر ريسكي را اتخاذ كنيد. باور كردن و خوشبين بودن نسبت به هرچيز و يا ترديد داشتن و بدبين بودن نسبت به هر چيز، هر دو به يك اندازه راهبردي راحت طلبانه هستند. با توسل به هر كدام از آنها ما خود را از اندشيدن معاف ميكنيم.
9- بيش از حد محتاط بودن:كنجكاوي زياد و طولاني براي به تاخير انداختن تصميم گيري. چنانچه شما خيلي محتاط باشيد، محتاط بودن تمام مشغوليت ذهني شما خواهد شد، كه بي ترديد باعث اختلال در تصميم گيري شما ميشود. ترديدهاي ما، با هراساندن ما و متعاقد ساختن ما به عدم تصميم گيري بزرگترين خائنين ما بوده و باعث از دست رفتن فرصتها مي گردند. دودلي و بي عزمي يك عامل ناتوان كننده است.
10- به دوش ديگران انداختن: انتقال بار مسئوليت تصميم گيري به دوش ديگران. عدم تصميم گيري شخصي به اين علت كه چنانچه كارها بدرستي پيش نرفت فرد ديگري را مقصر معرفي كرده و مورد ملامت قرار دهد. مثلا فرد ممكن است براي گريز از مشكلات زندگي تن به ازدواج دهد تا همواره همسر خود را به خاطر ناملايمات زندگي سرزنش كند.
11- تن به شكست دادن: اعتقاد فرد به اينكه گزينه هاي وي از پيش مقدر و توسط تقدير رقم خورده و محكوم به شكست ميباشد. و بر مبناي آن باور ناديده گرفتن سخت كوشي و نقش افكار و تصميم گيريها.
12- افكارهاي دوم: افكاردوم بيش از موانع طاقت فرسا و شرايط دشوار ميتوانند تصميمات سودمند را عقيم سازند. كوچك شمردن اعتبار و اصالت خود و پذيرش افكار و عقايد ديگران نوعي سوء استفاده شيطاني، گمراه كننده و ظريف از خويشتن است.
13- تشكيل كميته و شورا: معمولا شوراها با حضور كارشناسان برگزار نميشود و هدف آن هم انديشي نبوده بلكه سلب مسئوليت فردي است. چنانچه تصميم كميته نتيجه بخش باشد تمام اعضاء شورا به خود مباهات خواهند كرد، اما درصورتي كه تصميم اتخاذ شده نادرست و بي نتيجه باشد همه اعضاي كميته خواهند گفت كه: "اين تصميم من تنها نبوده بلكه تصميم كميته بوده است." به خاطر داشته باشيد كه، همواره كارهاي بزرگ توسط افراد منفرد محقق گرديده و نه كميته ها و شوراها.
14- ناتواني در شناخت مسئله: اين بي گمان به يك راه حل غلط منتهي ميشود. با عدم شناخت درست مشكل، هر راه حلي لاجرم نادرست خواهد بود.
15- ناتواني در درك مسئله:به علت تجزيه تحليل غير معقول، تعلل، طفره رفتن، فقدان حساسيت و يا فقدان تمركز باعث ناتواني در درك مشكل ميشود.
16-تصميم گيري بر اساس دانش و خرد عمومي و يا گپ هاي دوستانه بي ترديد نادرست خواهد بود.
17- اطلاعات: عدم گردآوري اطلاعات معتبر و موثق، تصميم گيري را دچار مشكل خواهد كرد. اما معمولا افراد ابتدا تصميم ميگيرند و سپس به دنبال اطلاعاتي ميگردند كه تصميم آنها را تاييد كند.
18- نمادين بودن تصميم: شخص بسيار براي اتخاذ يك تصميم و خط مشي تلاش ميكند اما در به اجرا درآوردن آن بي تفاوت است.
19- تقليد كردن:برخي افراد هنگامي كه با سوالاتي نظير "چه بايد بكنم" و يا "چگونه بايد زندگي كنم" تنها كوركورانه از ديگران پيروي كرده و هرگز مخالفت نميكنند.
20- دغدغه هاي پس از تصميم گيري: اغلب افراد پس از تصميم گيري جنبه مثبت تصميم خود را برجسته ساخته و جنبه مثبت گزينه هاي مطرود شده را ناديده گرفته و انكار ميكنند.
21- اسناد موفقيتهاي خود به مهارتها، استعدادها و سخت كوشي و شكستهاي خود به نيروهاي خارجي اجتناب ناپذير (شرايط و يا تقدير). و اتخاذ رويكردي عكس آن براي توفيقات و شكستهاي ديگران.
22- ما تمايل داريم نخستين آلترناتيوي (گزينه) كه به نظر موثر و عملي مي آيد را بپذيريم و از لحاظ كردن گزينه هاي ديگر صرفنظر ميكنيم.
23- محافظه كاري و ايستايي: عدم تمايل به تغيير الگوهاي افكار در مواجهه با اوضاع كنوني. افكاري كه ما در گذشته به آنها خو گرفته ايم .
24- محدوديت هاي تجربي: عدم تمايل و ناتواني در نگريستن به وراي گستره تجارب گذشته يمان و رد ناشناخته ها.
25- تفكر آرزومندانه: ميل داريم كه به مسايل به ديد مثبت نگاه كرده و آنطور كه دوست داريم به وقوع بپيوندند، بيانديشيم. كه باعث تحريف ادراك و انديشه ما ميشود.
26-ناهمساني در اعمال معيارهاي تصميم گيري در شرايط يكسان.
27-تعصب و درك گزينشي موجب تحريف تصميم گيري خواهند شد.
28-ترس از اتخاذ تصميم غلط و پيامدهاي آن.

