۳٪ مهاجرت مي كنند
۵٪ دلبستگي ديگري پيدا مي كنند
۹٪ به علت اقتصادي
۱۴٪ به علت نارضايتي از كالا
۶۸٪ به علت نارضايتي از برخورد
امروزه ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه ناگزيرازارتباط وبرخورد با ديگران هستيم آنچه مسلم است كه هيچ كس قادر نيست بدون كمك ومساعدت وارتباط با ديگران ، نيازهاي معمولي خود را برطرف سازد .حال سئوالي كه اينجا مطرح مي شود اين است كه چگونه بايد با ديگران ارتباط برقرار كنيم وجهت افزايش اين ارتباط چه كارهايي بايد انجام دهيم يا اينكه چه كارهايي نبايد انجام دهيم.
در معاشرت بايد با روي گشاده ونرمي ومهرباني با همه رفتار نمود وتند خويي با هركس كه باشد بد است .اگر خود را در سطح ديگران قرار دهيم واز زبان آنها براي انتقال نقطه نظرهاي خود استفاده كنيم ،اغلب به نتيجه دلخواه مي رسيم وبا ديگران در سطح خود آنها ظاهر شدن همان برقراري ارتباط موثرمي باشد .بعضي ها گمان مي كند كه ارتباط فقط شامل حرف زدن ،نوشتن ويا بحث كردن است ، اينها از عناصر مهم ارتباطي هستند ولي در واقع ارتباط را رفتاري مي گوييم كه پيامي در خود دارد كه توسط طرف مقابل ما درك مي شود، خواه شفاهي باشد يا غير شفاهي ،آگاهانه يا ناآگاهانه ، عمدي و…. ولي اگر ادراك شود ،جنبه پيام ارتباطي پيدامي كندوهمين عدم درك پيام رابطه رامختل،معشوق ونارسامي سازد. ارتباطات عامل ومنشا بسياري از شاديها وغصه ها و رنجها زندگي است ، زندگي شاد ، زندگي سرشار از دوستي است . روشن است كه با افراد متفاوت ، رفتارهاي متفاوتي خواهيم داشت تاكيد بر خصوصيات مشترك ارتباط را موثر مي كند ، ما انسانها با يكديگر مشتركات فراوان داريم ،با كمي تمرين مي توان خود را همراه ديگران بيابيم و با آنها دوست وهم راي شويم.
.
ادامه مطلب
چنانچه مديريت مشاركتي را نگرشي جامع براي جلب مشاركت فردي و گروهي كاركنان در جهت رفع مشكلات سازمان و بهبود مستمر در تمام ابعاد بدانيم و بر اين باور باشيم كه مديريت مشاركتي ارتباط دائم ،متقابل و نزديك بين مديريت ارشد و كاركنان است در اين راستاست كه مشاركت كاركنان در امور مربوط به خود به صورت داوطلبانه ، ارادي و آگاهانه خواهد بود. جلب مشاركت نيروي انساني ، براي شناسايي تنگناها و مشكلات موجود در جهت بهبود امور و وضعيت سازمان است. بديهي است كاركنان مهمترين و با ارزش ترين سرمايه سازمان بحساب مي آيند. لذا مشاركت روشي است كه بوسيله آن مي توان كاركنان را به اظهار نظر و ارائه پيشنهاد براي همياري و همكاري تشويق و ترغيب كرد تا افزون بر قدرت جسمي از نيروي فكر و ابتكار و خلاقيت كاركنان براي پيشرفت امور استفاده كرد. يك سيستم موفق پيشنهادها سيستمي است كه بتواند زمينه لازم براي حضور و مشاركت فعال تمامي كاركنان فراهم آورد.آنچه در نظام پيشنهادات به عنوان اهداف آرماني و در حقيقت به عنوان فلسفه بكارگيري آن مطرح است ، افزايش توان سازمان از طريق ارج نهادن به فضايل و توانائيهاي انسان و همسو كردن اهداف كاركنان با اهداف سازمان و نهايتاً بكارگيري صحيح تجربه ، انديشه و آراء و عقايد آنها در هر رده شغلي و هر بخش سازماني است بر همين اساس اين نظام در درجه اول گامي است به سوي توسعه سازمان و در درجه دوم راهي است به سوي توسعه و پيشرفت كشور.
تعریف نظام پیشنهادات
نظام يا سيستم پيشنهادات ، تكنيكي است كه ميتوان از فكر و انديشه هاي كاركنان براي مسئله يابي، چارهجويي و حل مسائل و مشكلات سازماني بهره جست. بر اساس نظام پيشنهادات كليه كاركنان از عاليترين رده سازماني تا پايين ترين سطح آن ميتوانند پيشنهادات، ايدهها ، ابتكارات و نظرات خود را براي رفع نارساييهاي موجود در روند كاري و يا بهبود روشهاي انجام كار و يا افزايش كيفيت توليد ارائه دهند. البته نظام پيشنهادات فقط انتقاد نيست بلكه در آن راه چاره نيز ارائه ميگردد.
اهداف نظام پيشنهادات:
استقرار سيستم پيشنهادات در هر سازماني منافع خوبي براي همه دارد. كاركنان، مديران، سهامداران، مشتريان، جامعه، دولت و ... از جمله ذينفعان استقرار نظام پيشنهادات به شمار ميروند. در سازمانهايي كه نظام فوق را اجرا كرده اند دستاوردهاي خوبي داشتهاند كه در زير به چند نمونه آن اشاره ميشود:
· اشاعه فرهنگ همكاري داوطلبانه و خود جوش
· بهبود روحيه و انگيزه كاركنان
· افزايش ميزان خلاقيت، نوآوري و ابتكار
· تقويت مسئوليت پذيري و تعلق سازماني
· بهبود بهره وري، كيفيت و ارائه بهتر خدمات پس از فروش
· كاهش مقاومت در مقابل تغيير
· افزايش توانمندسازي مديران و كاركنان
· افزايش پوياي و انعطافپذيري
· گردش بهتر اطلاعات و اطلاع رساني
· افزايش درآمدها و كاهش هزينهها
· افزايش ميزان وقت، سرعت و صحت


