تعلل ، دزد وقت است . عادت به تعويق انداختن كارهاي مهم ، ساعتهاي شما به طرف موفقيت و پيشرفت را مي ربايد .
فراموش نكنيد كه بزرگترين آتش سوزي هاي جهان را به موقع ، مي توان با يك ليوان آب خاموش كرد . چرا زمانيكه كار در دستمان است و مي توانيم آن را انجام بدهيم ، به آن بي توجهي كرده و بگذاريم بعداً با وزن سنگين خود ما را له كند ؟ به هدر ندادن زمان به نفع شماست .
با تمام توان و همچنين شوق و ذوق به كار حمله كنيد و به دل كار برويد ، سپس از مشاهده لياقت و كارايي خود خوشحال و متعجب خواهيد شد .
يك سفر هزار مايلي با يك قدم كوچك شروع مي شود . قدم برداريد . سستي و تنبلي را در پشت سر جا بگذاريد . به مايل هايي كه در زير پاهاي شما ناپديد مي شوند ، نگاه كنيد . همين آلان شروع كنيد!
نقش مدير يا سرپرست در تعيين فضاي مناسب براي پيشرفت گروهها اهميت چشمگيري دارد .
نقش مدير نه تنها از اهميت زيادي برخوردار است بلکه در طول روند گروهسازي، دستخوش تغيير نيز ميگردد. در آغاز روند مزبور، اعضاي گروه ممکن است براي انجام رسالت و هدف خود و مشخص ساختن آنچه ميخواهند به انجام برسانند و از همه مهمتر، گسترش مهارتهاي بين فردي و گروهي نظير: حل اختلاف، مديريت جلسه و غيره نيازمند ياري باشند. اين حالت تا وقتي ادامه مييابد که گروه به رشد و بالندگي ميرسد. در اين شرايط مدير ممکن است به عضوي هم تراز با ديگر اعضاي گروه تبديل شود يا ممکن است اين موضوع را دريابد که گروه نيازي به دخالت پيوسته ندارد و يا عکس اينها .
عواملي که در مديريت برفرآيند گروه سازي و موفقيت آن تاثيرگذار خواهند بود، عبارتنداز:
1) دارا بودن مهارتهاي بسيار پيشرفته درباره ارتباطات ميان افراد
مدير بايد از ويژگيهاي رواني اوليه در خصوص آنچه موجب ميگردد انسانها تعهد نشان دهند و انجام وظيفه نمايند، آگاه باشد .
2) دارا بودن توازن تشخيص اهميت توازن بين وظايف (انجام کار) و افراد گروه
مدير بايد اطمينان يابد که اعضاي گروه از روند انجام کار خشنود هستند .
3) تمايل به امر گوش فرادادن و توانايي برقراري ارتباط
سرپرستان بايد براي گوش فرادادن به مسايل و درک آنها نسبت به دو عمل کنترل و گفتگو اولويت قائل شوند.
4) نشان دادن تداوم و ثبات در عزم و اراده
سرپرستان بايد نسبت به گروه ، خود را متعهد نشان دهند و وقتي پيمودن مسير دشوار ميگردد يا کسب موفقيت با کندي روبه رو مي شود، تن به تسليم ندهند .
5) الگو قرار دادن رفتار تيمي مطلوب
گروه، سرمشقهاي خود را از سرپرست خود يا مدير کسب ميکند، بنابراين شما نميتوانيد قوانين بين فردي را نقض کنيد، از گوش فرا دادن دوري کنيد و از امتيازات انحصاري استفاده ببريد و در عين حال از اعضاي گروه خود انتظار داشته باشيد که باور نمايند شما واقعاً براي همکاري جمعي ارزش قائل هستيد .
6) توانايي رويارويي با اعضاي مشکل ساز گروه
برخي اوقات يک گروه با عضوي که فاقد حس همکاري يا در چارچوب رفتار گروهي بيمهارت است، رويارو ميشود که سدي در برابر مشکلات تلقي ميشود.
در اين حالت مدير بايد در امور: آموزشدهي، مساله گشايي، ايجاد اتفاق نظر و ميانجيگري توانا باشد.
1- قبل از آنكه كارمند خود را متهم كنيد. خودتان را ارزيابي كنيد و ببينيد تا چه حد با مشتريانتان صادق هستيد.
2- مغز شما مانند يك قطعه زمين است. به آن توجه كنيد! كار زياد مانند كشت كردن در آن است. مطالعه خوب همانند كود عمل مي كند. نظم هم آفت كش است.
3- هر روز با رفتار خوب نسبت به كارمندانتان. احساس يك قهرمان را داشته باشيد.
4- همه مي خواهند موفق شوند به آنها فرصت برابر بدهيد.
5- اعمال را محكوم كنيد نه افراد را.
6- اگر انتقاد به اندازه هاي كوچكتر تقسيم شود هم براي خود انسان راحتر است و هم نتيجه بخش تر خواهد بود.
7- در رابطه با زير دستان خود همان دقت و توجه را داشته باشيد كه در رابطه با بالا دستان خود داريد.
8- آموزش بدهيد .نصيحت نكنيد.
9- آنچه امروز مهم است. توانايي با هم فكر كردن است.
10- آموزش نياز به نگرش مثبت دارد.


