چکیده مقاله استقبال از انتقاد
http://www.ripi.ir/fa/downloadripiir/fa/articleabstracts/mm50.pdf
1- با قدرداني به موقع از کارمندان، انرژي کاري آنان را افزايش دهيد و حُسن خلاقيت را در آنان تقويت کنيد.
2- موقع حرف زدن با اعتماد به نفس به چشمان افراد نگاه کنيد و هميشه متبسم باشيد.
3- هرگز براي پيشبرد اهداف کاري خود، ديگران را با وعده هاي بي اساس فريب ندهيد.
4- سعي کنيد اسامي کارمندان را به خاطر بسپاريد و در حين صحبت کردن با آنان، نامشان را به زبان بياوريد.
5- همواره به خاطر داشته باشيد به کار بردن الفاظ مؤدبانه از اقتدار شما نمي کاهد.
6- اشتباهات زيردستان را بيش از حد لازم به آنها گوشزد نکنيد.
7- امين و رازدار افراد باشيد.
8- روي اشتباهات خود پافشاري نکنيد و بي تعصب خطاهاي خود را بپذيريد.
9- با عبارات کنايه آميز و نيش دار به ديگران درس عبرت ندهيد.
10- با آرامش و خونسردي به حرف هاي ديگران گوش کنيد و براي صرفه جويي در زمان مرتباً حرف آنان را قطع نکنيد.
11- روش محاسبات مالي را تا حدي ياد بگيريد تا قادر به تجزيه و تحليل گزارشات مالي سازمان باشيد.
12- در جلسات دائماً به ساعت خود نگاه نکنيد.
13- به نحوه پوشش و ظاهر خود توجه کنيد.
14- تا صحت و سقم مسئله اي روشن نشده، کسي را مؤاخذه نکنيد.
15- معاشرين چاپلوس خود را جدي نگيريد.
1- شخصيت
2- قابليت
اعتماد كردن به پزشكي كه بسيار ماهر است اما معروف است كه براي دردي كه مي تواند با دارو درمان كند، عمل تجويز مي كند، بسيار سخت است چرا كه فقدان شخصيت به وضوح مشاهده مي شود. در همين حال به پزشك ديگري كه داراي حسن نيت بسيار بوده ولي در تشخيص درد، ضعف دارد نيز نمي توان اعتماد كرد. در اين مورد پزشكي مورد اعتماد واقع مي شود كه داراي هر دو جنبه باشد: شخصيت و قابليت. اما مولفههاي تشكيل دهنده و تعريف كننده اين دو مشخصه كدامند؟
شخصيت از موارد زير شكل مي گيرد:
الف- عنصر شرافت:
راستگويي و دستكاري اساس زندگي با شرافت است. وجود اين عنصر در نزد هر شخص، سرمايهاي بسيار با ارزش محسوب مي شود.
ب- بلوغ
ج- بلند نظري:
بسيارند كساني كه زندگي را به شكل يك شيريني فرض مي كنند كه اگر ديگري بخشي از آنرا بردارد، آنرا به منزله از دست رفتن سهم خود ميي دانند. اين، يك نگرش بر اساس محدوديت و تنگ نظري است. در مقابل اين نگرش، بلند نظري مطرح است. در اين نگرش، نعمات خداوند، بي انتها ديده مي شود و برذاشت ديگران به معناي كاهش سهم خود تلقي نمي گردد.
قابليت از طرف ديگر در موارد زير بايد وجود داشته باشد:
الف- تكنيكال و فني: اگر راجع به موضوعي مايليم كه مورد اعتماد قرار گيريم، بايد نسبت به موضوع داراي دانش و اطلاعات لازم باشيم. اين موضوع بديهي به نظر مي آيد.
ب- مفهومي: با درگير شدن در جزئيات، اين قابليت بايد در نزد افراد باشد كه از موضوع مهم غافل نگردند. پرداختن به موضوعات جزئي نبايد باعث گردد كه موضوع اصلي فراموش شود. اين قابليتي است كه به انسان عمق ديد مي دهد.
ج- وابستگي متقابل: قابليتي است كه باعث مي شود يك نفر بتواند كار خود را به ديگري تفويض كند و در همين حال آمادگي داشته باشد كه كار همكار خود را انجام دهد.
مي توانيد وجود مشخصات فوق را در وجود خودتان چك كنيد. قبل از اينكه سوال كنيد چرا به ايدهها و گفتههايتان در سازمانتان بها داده نمي شود، شايد بهتر باشد كه سوال كنيد كه آيا من فرد قابل اعتمادي هستم؟
1- در مصاحبه استخدامي افراد به سوابق کاري آنان توجه کنيد و به خاطر داشته باشيد کارمند موفق کارنامه اي پربار به همراه دارد.
2- انعطاف پذير باشيد.
3- بدون توهين به عقايد ديگران، با آنها مخالفت کنيد.
4- سر قول خود بمانيد.
5- در موقعيت هاي بحراني برخود مسلط باشيد و نگذاريد زيردستان از اضطراب شما آگاه شوند.
6- براي حرف زدن، زيباترين و خوش آهنگ ترين الفاظ را انتخاب کنيد.
7- خطر پذير باشيد.
8- نحوه استفاده از نرم افزارهاي مرتبط با کار خود را بياموزيد.
9- براي ثبت ايده هاي درخشاني که ناگهان به ذهن مي رسند، هميشه يک قلم و کاغذ به همراه داشته باشيد.
10- کتابخانه اداره يا سازمان خود را به روز کنيد و اسامي کتاب هايي را که اضافه مي شود به صورت فهرست چاپي شده در اختيار کارمندان قرار دهيد.
11- مطمئن شويد ابراز رضايت شغلي افراد به سبب ترس از توبيخ مسئولين و سرپرستان نيست.
12- به واسطه مدير بودن خود، از ديگران توقع بيجا نداشته باشيد.
13- در اولين فرصت در خاتمه دادن به مشاجرات و کدورت هايي که بين کارمندان پيش مي آيد، حکميت کنيد و برقرار کننده صلح و آشتي باشيد.
14- نکات جالب و پندآموز کتاب هايي را که مي خوانيد، در دفتري يادداشت کنيد و در موارد مناسب آنها را به کار ببنديد.
15- از انحصاري کردن خدمات رفاهي سازمان پرهيز کنيد و اجازه دهيد همه سطوح از اين خدمات بهره مند شوند.
1- به کارمندان ساعي و متعهد بگوييد که چقدر براي سازمان مفيد هستيد و شما به آنها علاقه و اعتماد داريد.
2- مطمئن شويد کسي را که به کار مي گماريد ، تنبل نيست! زيرا افراد تنبل فشار کاري ديگران را بيشتر مي کنند.
3- موقع دست دادن، دست افراد را محکم و صميمانه بفشاريد.
4- وقتي عصباني هستيد، در باره ديگران تصميم گيري نکنيد.
5- هميشه وقت شناس باشيد. براي حضور به موقع، مي توانيد از ترفند قديمي 5 دقيقه جلو کشيدن ساعت استفاده کنيد.
6- هرگز اميد ارتقا را از زيردستان نگيريد، زيرا به طور يقين، انگيزه آنها براي تلاش از بين مي رود.
7- سعي کنيد در صورت لزوم در دسترس باشيد و شانس حرف زدن را به همه سطوح سازمان بدهيد. در اين صورت شايد با ايده هاي درخشاني روبه رو شويد.
8- هيچگاه اجازه ندهيد کسي حالت افسردگي و نااميدي شما را ببيند.
9- به شايعات بي اساس بي توجه باشيد و در مورد زيردستان از روي دهن بيني قضاوت نکنيد.
10- خشکي جلسات طولاني را با شوخ طبعي قابل تحمل کنيد.
11- از سرزنش کردن ديگران در جمع خودداري کنيد.
12- براي همه سطوح سازمان حتي خدمه و نامه رسان ها احترام قائل شويد.
13- هنگام امضاء کردن نامه ها و مکتوبات، آنها را به دقت مطالعه کنيد و از امضاء کردن آنها، زماني که حوصله و تمرکز نداريد پرهيز کنيد.
14- خوش ژست و خوش بيان باشيد و در جمع با انرژي و اشتياق حاضر شويد.
كارمندان بدانند:
1. براي هر يك از مكالمات تلفني خود از قبل برنامه ريزي كنيد و دستور كار داشته باشيد.
2. مرتب از مدير خود گلايه و شكايت نكنيد.
3. اين كه بتوانيد در انجام امور پيچيده با ديگران همكاري كنيد مهارتي اساسي براي پيشرفت در كار است.
4. قبل از شروع يك كار پيچيده، همه كارها ، وظايف و فعاليت هايي را كه بايد انجام شوند ليست كنيد.
5. براي فعاليت هاي خود اولويت و ممنوعيت تعيين كنيد: چه فعاليت هايي را بايد رها كنيد تا بتوانيد براي كارهايي كه حقيقتاً مهم هستند جاي بيشتري باز كنيد؟
6. براي اولويت بندي كارها بايد نتايج هر كدام از آنها را در درازمدت در نظر گرفت.
7. دقت و تمركز ، رموز عملكرد عالي هستند.
8. پاداش هايي كه در زندگي مي گيريد بستگي به اين دارد كه چه كاري مي كنيد ، چقدر خوب آن را انجام مي دهيد و چقدر مشكل است كه بتوان كسي را جايگزين شما كرد.
9. آينده متعلق به افراد با قابليت است.
10. كليد آينده ، رشد مداوم شخصي و حرفه اي شماست.
11. تمام آموزش هاي ممكن را ببينيد . يك ايده خوب كافي است تا شما را از انجام سال ها كار سخت معاف كند.
12. حداقل يك ساعت در روز در حوزه كاري خود مطالعه كنيد. اين عادت به مرور ، شما را به يكي از آگاه ترين افراد در حرفه تان بدل مي كند.
13. براي برنامه ريزي كارهايتان، ليستي از فعاليت هايي كه بايد انجام دهيد تهيه كنيد . هر كاري را قبل از اين كه انجام دهيد بنويسيد.
14. براي اين كه به حداكثر بهره وري دست پيدا كنيد، با تكرار پي در پي اين جمله به خودتان نظم و ترتيب بدهيد: "خوب ، بر گرديم سر كار."
15. طرز نشستني را كه مخصوص افرادي است كه عملكرد عالي دارند تمرين كنيد: پشتتان را صاف كنيد و در همان حالت روي كارتان به طرف جلو متمايل شويد.
16. از تلفن به عنوان يك وسيله كاري استفاده كنيد. زود برويد سر اصل مطلب و از تعارفات كم كنيد.
17. مدام در پي يافتن راه هايي باشيد كه عملكرد شما را كاملاً متحول كند، به صورتي كه فعاليت هايتان با اهداف بلند مدت شما هماهنگي بيشتري پيدا كند.
18. براي اين كه كار بيشتري انجام دهيد كمي زودتر، كار را شروع كنيد ، كمي سخت تر كار كنيد و كمي ديرتر دست از كار بكشيد.
19. با سريع تر كار كردن راندمان كارتان را بالا ببريد. احساس اضطرار و ضرورت انجام كار را در خود پرورش دهيد و با آن پيش برويد.
20. كارهايتان را دسته بندي كنيد و تمام كارهاي مشابه را همزمان انجام دهيد.
21. سعي كنيد اشتباهات كمتري داشته باشيد و از همان بار اول كار را درست انجام دهيد.
شاید شما فکر کنید که سرگرم رقابت نیستید ، ولی آنر را بوجود می آورید .
رقابت دشمن نیست که باید از آن ترسید . با آن مواجه شوید و آنرا بپذیرید . یکی از راههای موفقیت در رقابت ، دادن سرویس بهتر به مشتریان است . ما و همچنین رقیبان ما ، دارای نقاط قوت و ضعف هستیم و اگر ما نقاط قوت خود را در برابر نقاط ضعف آنها قرار دهیم ، برنده می شویم .
ارزیابی نهایی یک فرد در جایی که او در زمان راحتی و آسایش ایستاده ممکن نیست ، بلکه در جایی که او در زمان مبارزه و مشکلات ایستاده ممکن است .
مادتین لوترکینگ (آزادیخواه امریکایی)
کیفیت یعنی اینکه از ابتدا درست کارکنید .
هر موقع احساس مهم بودن کردید . هر موقع که با خود تصور کردید عدم حضورتان در سازمان ، ضایعه ای بزرگ را موجب خواهد شد ، آزمایش ساده زیر را انحام داده و نتایج آن را عملاً ببینید .
سطلی آورده و آن را ازآب پر کنید دستتان را تا مچ درون سطل فرو کرده و در یک لحظه آن را از سطل آب بیرون کشیده و حفره ای که در آب ایجاد می شود را به دقت بنگرید . نتایج بدست آمده نشان می دهد که فضای ایجاد شده توسط حفره حتی یک لحظه هم باقی نمی ماند . این آزمایش حاوی نکته ای مهم است :
همان انذازه که یک حفره می تواند در سطح آب ضایعه ای را بوجود آورد . عدم حضور شما در سازمان نیز می تواند به سازمان لطمه بزند ، بنابراین هیچ گاه خود را مهم تصور نکنید .
امروز ، جهان با سرعت مافوق صورت حرکت می کند . همه چیز به سرعت در حال تغییر است . فقط سرعت عمل بسیار سریع و هوشیارانه میتواند به شما کمک کند تا این مبارزه طلبی جدید را پاسخ دهید و در رأس هم قرار گیرید. برای این مبارزه خود را آماده کنید! هر گونه عقیده جدید را جذب کنید . برای هر گونه تغییری حتی دقیقه ای ، در حالت آماده باش باشید وگرنه رقیبان ، شما را به فاصله سالهای نوری پشت سر می گذارند . امروز ، دنیای کار و تجارت همانند راندن دوچرخه است ، حال می خواهید به حرکت ادامه دهید یا به زمین افتاده و همچنان نزول کنید تا به فراموشی سپرده شوید .
به خود انگیزه داده و حرکت کنید و همچنان این حرکت کردن ادامه داشته باشد !
مديران اصلي: مخالف تغيير هستند.
فرهنگ سازماني: از خطر پذيري و تغيير اجتناب دارد.
پاداش: به عملكرد گذشته تعلق ميگيرد.
نظام اطلاعاتي: فقط دادههاي حسابداري و مالي است.
برنامهريزي: فقط بودجهبندي است.
نظام برنامهريزي: بدون تغيير و ايستا است .
تفكر و ديدگاهها درسازمانهاي موفق
مديران اصلي: نقش آفرين هستند.
فرهنگ سازماني: مترصد تغيير است .
پاداش: به نوآوري و خلاقيت تعلق مي گيرد .
نظام اطلاعاتي: يكپارچگي و جريان اطلاعات است .
برنامهريزي : استراتژيك و بلند مدت است .
نظام برنامه ريزي: پويا و منعطف است .
+لبخند زبان جهانی است که تمام جهان آن را میدانند.
+تغییر کنید ... قبل از آنکه مشتریان شما نظر خود را تغییر دهند.
+قیمت فراموش می شود ملی کیفیت برای همیشه در ذهن باقی می ماند.
+مغز شما مانند یک تکه زمین است.در این زمین باید (ایده هایتان) بذرافشانی کنید(با مطالعه)کشت وکار کنید.
(با مشاهده طرز کارهمتاهایتان)به آن کود بدهید و با استفاده از سم دفع آفات از صدمه دیدن آن جلوگیری کرده
و بهترین محصول (نتیجه) را بدست میآورید.
نقش مدير يا سرپرست در تعيين فضاي مناسب براي پيشرفت گروهها اهميت چشمگيري دارد .
نقش مدير نه تنها از اهميت زيادي برخوردار است بلکه در طول روند گروهسازي، دستخوش تغيير نيز ميگردد. در آغاز روند مزبور، اعضاي گروه ممکن است براي انجام رسالت و هدف خود و مشخص ساختن آنچه ميخواهند به انجام برسانند و از همه مهمتر، گسترش مهارتهاي بين فردي و گروهي نظير: حل اختلاف، مديريت جلسه و غيره نيازمند ياري باشند. اين حالت تا وقتي ادامه مييابد که گروه به رشد و بالندگي ميرسد. در اين شرايط مدير ممکن است به عضوي هم تراز با ديگر اعضاي گروه تبديل شود يا ممکن است اين موضوع را دريابد که گروه نيازي به دخالت پيوسته ندارد و يا عکس اينها .
عواملي که در مديريت برفرآيند گروه سازي و موفقيت آن تاثيرگذار خواهند بود، عبارتنداز:
1) دارا بودن مهارتهاي بسيار پيشرفته درباره ارتباطات ميان افراد
مدير بايد از ويژگيهاي رواني اوليه در خصوص آنچه موجب ميگردد انسانها تعهد نشان دهند و انجام وظيفه نمايند، آگاه باشد .
2) دارا بودن توازن تشخيص اهميت توازن بين وظايف (انجام کار) و افراد گروه
مدير بايد اطمينان يابد که اعضاي گروه از روند انجام کار خشنود هستند .
3) تمايل به امر گوش فرادادن و توانايي برقراري ارتباط
سرپرستان بايد براي گوش فرادادن به مسايل و درک آنها نسبت به دو عمل کنترل و گفتگو اولويت قائل شوند.
4) نشان دادن تداوم و ثبات در عزم و اراده
سرپرستان بايد نسبت به گروه ، خود را متعهد نشان دهند و وقتي پيمودن مسير دشوار ميگردد يا کسب موفقيت با کندي روبه رو مي شود، تن به تسليم ندهند .
5) الگو قرار دادن رفتار تيمي مطلوب
گروه، سرمشقهاي خود را از سرپرست خود يا مدير کسب ميکند، بنابراين شما نميتوانيد قوانين بين فردي را نقض کنيد، از گوش فرا دادن دوري کنيد و از امتيازات انحصاري استفاده ببريد و در عين حال از اعضاي گروه خود انتظار داشته باشيد که باور نمايند شما واقعاً براي همکاري جمعي ارزش قائل هستيد .
6) توانايي رويارويي با اعضاي مشکل ساز گروه
برخي اوقات يک گروه با عضوي که فاقد حس همکاري يا در چارچوب رفتار گروهي بيمهارت است، رويارو ميشود که سدي در برابر مشکلات تلقي ميشود.
در اين حالت مدير بايد در امور: آموزشدهي، مساله گشايي، ايجاد اتفاق نظر و ميانجيگري توانا باشد.
1- قبل از آنكه كارمند خود را متهم كنيد. خودتان را ارزيابي كنيد و ببينيد تا چه حد با مشتريانتان صادق هستيد.
2- مغز شما مانند يك قطعه زمين است. به آن توجه كنيد! كار زياد مانند كشت كردن در آن است. مطالعه خوب همانند كود عمل مي كند. نظم هم آفت كش است.
3- هر روز با رفتار خوب نسبت به كارمندانتان. احساس يك قهرمان را داشته باشيد.
4- همه مي خواهند موفق شوند به آنها فرصت برابر بدهيد.
5- اعمال را محكوم كنيد نه افراد را.
6- اگر انتقاد به اندازه هاي كوچكتر تقسيم شود هم براي خود انسان راحتر است و هم نتيجه بخش تر خواهد بود.
7- در رابطه با زير دستان خود همان دقت و توجه را داشته باشيد كه در رابطه با بالا دستان خود داريد.
8- آموزش بدهيد .نصيحت نكنيد.
9- آنچه امروز مهم است. توانايي با هم فكر كردن است.
10- آموزش نياز به نگرش مثبت دارد.
۳٪ مهاجرت مي كنند
۵٪ دلبستگي ديگري پيدا مي كنند
۹٪ به علت اقتصادي
۱۴٪ به علت نارضايتي از كالا
۶۸٪ به علت نارضايتي از برخورد
1. انگیزه فردی افراد یا آنچه را برایشان ویژگی دارد دریابید. این مساله می تواند شامل اقدامات گوناگون از خرید بلیت های مسابقات ورزشی برای علاقمندان به ورزش گرفته تا كشف ساده علایق آنان باشد.
2. ایجاد این گونه روابط شخصی با همكاران و مراجعان موجب كار گروهی بیشتر در بین آنان می شود. استیو كارنی(1)، نویسنده كتاب "وقایع نگار كار گروهی"(2) می گوید: " امروزه كار گروهی مهم ترین مهارت در محل های كاری به شمار می رود و همه مدیران و كارمندان باید بازیكنان یك تیم باشند." كارمندانتان را فعالانه از طریق گفتگو به كار بگیرید، جریان نظرات را تشویق كنید و تفكرات گروهتان را در نظر بگیرید."
3. همواره از كار گروهتان قدردانی كنید كه در نهایت موجب احترام به مدیریت می شود و همكارانتان را به كار سخت تر وادار می كند. به نظرات دیگران گوش دهید. استفاده از مشاوره اعضای مسن تر و با تجربه تر نیز سودمند خواهد بود.
4. هیچ یك از این اقدامات بدون كنار گذاشتن نامه های الكترونیك و پیام های صوتی برای یك لحظه و تلاش برای ترتیب دادن نشست هایی با كارمندان امكان پذیر نیست. برای بررسی جزییات طرح ها و مسایل و راه چاره های دیگر كاری، جلسات منظم برگزار نمایید. با انجام این كار روابط مهمی را با كارمندانتان برقرار خواهید كرد و آنان تمایل بیشتری به همكاری با شما نشان خواهند داد.
5. مطالعه روزنامه ها، مجلات یا نشریات تجاری می توانند به سادگی در بالابردن دانش مدیریتی به شما كمك كنند.
شما با دریافت ارزش ارتباطات، احترام و كار گروهی، روابط كاری مهمی با گروهتان ایجاد می كنید و به خرسندی كارمندان، همكاری گروهی و تحسین كلی دو جانبه كمك می نمایید.
مرحله اول- تصميمي كه قصد داريد اتخاذ كنيد را شناسايي كنيد. شما در مي يابيد كه بايد تصميم بگيريد. آگاهي شما ممكن است از چيزهاي گوناگوني سرچشمه گرفته باشد. بايد بكوشيد بطور روشن ماهيت تصميمي كه ميخواهيد اتخاذ كنيد را معين كنيد.
مرحله دوم- گردآوري اطلاعات مرتبط.اغلب تصميم ها نياز به جمع آوري اطلاعات مربوط به خود را دارد. بايد بدانيد كه به چه اطلاعاتي نياز دارديد. بهترين منبع اطلاعاتي كدام است و چگونه بايد به آنها دسترسي پيدا كنيد. برخي از اطلاعات با تجزيه تحليل خويشتن و برخي از منابع خارجي همچون كتاب، افراد و غيره تامين ميگردند.
مرحله سوم- آلترناتيوها (گزينه ها) را شناسايي كنيد. از طريق فرايند گردآوري اطلاعات، شما احتمالا دو يا چند مسير كنش را شناسايي خواهيد كرد. همچنين شما ميتوانيد از قوه مخيله و اطلاعات در دست استفاده كرده و آلترناتيو هاي جديدي را خلق كنيد.
مرحله چهارم- شواهد را بسنجيد. از اطلاعات و هيجانات بهره گرفته تا بتوانيد تجسم كنيد، چنانچه هر كدام از آلترناتيو ها به مرحله اجرا درآيد، چگونه خواهند بود. شما بايدارزيابي كنيد كه آيا نيازي كه در مرحله نخست شناسايي كرده ايد به كمك هر كدام از آلترناتيوها حل خواهد شد و يا خير. سرانجام شما قادر خواهيد بود تا آلترناتيوهاي موجود را به ترتيب اولويت طبقه بندي كنيد.
مرحله پنجم- از ميان آلترناتيو ها يكي را برگزينيد. پس از آنكه تمام شواهد را ارزيابي كرديد شما قادر خواهيد بود تا آلترناتيوي كه مناسب شماست را انتخاب كنيد. همچنين ميتوانيد تركيبي از آلترناتيوها را برگزينيد.
مرحله ششم- در اين مرحله براي اجرايي ساختن آلترناتيو منتخب خود دست بكار شويد.
مرحله هفتم- تصميم و پيامدها را مرور كنيد. نتايج تصميم خود را تجربه كنيد و ببينيد آيا آن آلترناتيو در حل مشكل شما را ياري كرده يا خير. چنانچه پاسخ مثبت بود تصميم خود را حفظ كنيد و گر نه بايستي مراحل خاصي از قرايند فوق را از سر بگيريد.
1- تصميم گيري يك فرآيند است و نه يك رخداد ايستا. ما همواره با دستيابي به اطلاعات تازه ميتوانيم تصميمات خود را بازبيني و بازسازي كنيم.
2- تفاوت بارزي ميان تصميم و پيامد وجود دارد.شما ممكن است بر مبناي اطلاعات در دسترس تصميم خوبي را اتخاذ كنيد اما باز به نتيجه بدي برسيد. تصميم تحت كنترل شماست اما پيامد خير. تمام تصميمات مشمول اين عنصر ريسك و اقبال است.
3- شما ممكن است براي دستيابي به اطلاعات با ديگران مشورت كنيد. اما در نهايت اين شما هستيد كه بايد براي خود تصميم بگيريد. اما بهتر است با بيش از يك منبع انساني مشورت كنيد تا اطلاعات شما سودار و تعصب آميز نباشد.
چه زماني نبايستي تصميم گيري كرد:
1- مواقعي كه هيجانات در اوج خود هستند (ترس، خشم، اندوه، اضطراب و سرخوشي) نبايستي اقدام به تصميم گيري (به ويژه تصميمات منفي) كرد. چراكه تصميماتي كه حين اين شرايط اتخاذ ميشود نتيجه تفكر متمركز و منطقي نميباشند. صبور باشيد و در آرامش خاطر تصميم گيري كنيد.
2- هرگز صرفا به خاطر انتقام گيري و يا صدمه زدن به شخصي تصميم گيري نكنيد.
3- هرگز مشكلي را با ايجاد يك مشكل تازه حل نكنيد. برخي اوقات در مواجهه ناكاميهاي عميق ناشي از مشكلات دشوار فرد ممكن است با ايجاد مشكلي بزرگتر، مشكل فعلي خود را حل نمايد. مثلا شخص جاي رويارويي شجاعانه با مشكلات به مصرف الكل روي مي آورد. همانطور كه الكل ميكروبها را نابود ميكند، شان انساني فرد را نيز نابود مي سازد. هر راه حلي ممكن است يك مشكل تازه باشد .
1- انتظار و پيش بيني شكست در همان ابتداي تصميمي گيري كه ميتواند به علت اعتماد بنفس و عزت نفس پايين فرد باشد.
2- تحت سلطه زيردست و يا مافوق قرار داشتن، كه تصميم نهايي از جانب آنها اتخاذ و ديكته ميشود.
3- ميل به اثر پذيري و پيروي از افكار، ايده ها و اصول ديگران.
4- تمايل فرد به احساس نا اميدي و تسليم شدن زود هنگام در مقابل كوچكترين و كم اهميت ترين موانع.
5- خودبيني، خودمحوي و يا غرور اجازه نميدهد شخص اندرزهاي ديگران را بجويد.
6- نيروي اراده ضعيف و سست و يا ساختار ذهني مردد و متزلزل.
7- ميل به ترديد و دودلي مزمن كه ممكن است به علت تجارب گذشته زندگي باشد.
8- عقده خود كم بيني و تمايل به ترديد در تواناييهاي فردي.
9- فقدان تعادل ذهني، بي ثباتي انديشه و دمدمي مزاجي.
10- تهييج و برانگيختگي مفرط، تحريك پذيري و نابردباري.
11- رويكرد بد بينانه به زندگي.
12- عادت به پشت گوش اندازي، تعلل و عذر تراشي بمنظور افكندن بار مسئوليت و پيامدها به دوش ديگران.
13- رفتار خشمگينانه و نفرت آميز.
14- عدم برخورداري از استقلال انديشه و تصميم گيري كه در آن فرد براي اتخاذ هر تصميمي نظرات ديگران را جويا ميشود.
15- رفتار تملق آميز و يا گريز از معضلات زندگي.
16- رفتار وسواسي.
راهبردهاي اجتناب از تصميم گيري:
1- توسل به غير: مثل توسل به طالع بيني، كف خواني، چهره شناسي، روياها و تعبير آنها، نگاه كردن به ستاره ها، تله پاتي، رنگها، فالگير ها و رمال ها. به ياد داشته باشيد كه بخت و اقبال از آن افراد با جسارتي است كه تصميمات خوب و درستي را اتخاذ ميكنند.
2- اميدهاي كاذب: اميد به وقوع پيوستن چيزي كه ما هيچگونه كنترلي بر آن نداريم. مثال: اميد دربه زمين نشستن بي خطر هواپيما در حالي كه شما تنها مسافر هستيد ونه خلبان. اميد كاذب و ترس دو روي يك سكه ميباشند. ما تنها ميتوانيم مطابق با اميدهاي تحت كنترل خود و اطمينان از پيامدهاي آنها به خود وديگران وعده دهيم.
3- نينديشيدن به آن: تصميم گيرندگاني كه منتظر از راه رسيدن يك ناجي هستند. يا بايد تصميم گرفت و وارد عمل شد و يا به پشت تكيه زد و به اميد يك معجزه بود. اعجاز ها فوق العاده هستند، اما در عين حال بسيار غير قابل پيش بيني. بي اعتنا بودن نسبت به مشكلات موجود، بي گمان سبب از كنترل خارج شدن آنها و سرايتشان به تمام جوانب زندگي خواهد شد.
4- مرجع قرار دادن اطلاعات ناقص: اهميت بخشيدن نامتناسب به برخي اطلاعات عوض صبر كردن به قدر كافي و دستيابي به تمام اطلاعات.
5- ترس از متضرر شدن: تكرار يك تصميم واحد به علت آنكه "شما در آن بسيار سرمايه گذاري و هزينه كرده ايد و قادر نمي باشيد آن را رها كرده و يا تصميم ديگري اتخاذ كنيد."
6- جستجوي شواهد و مدارك تاييد كننده: تمايل به جستجوي اطلاعاتي كه حمايت كننده انتخاب اوليه بوده و بي اهميت دانستن شواهد مخالف.
7- براي معجزه دعا كردن:مردم معمولا براي وقوع معجزه دعا ميكنند. تمام دعاها چنين مضموني دارند: "خداي بزرگ كاري كن كه دو دو تا چهار تا نشود" هر قدر اوضاع وخيم تر ميشود، مردم بيشتر دعا ميكنند و به بدترين و وخيم ترينها دست مي يابند. البته اين بدين معني نيست كه دعا بي تاثير است اما توسل مطلق به دعا نا معقول است.
8- اطمينان مفرط به تواناييهاي فردي: اين امر باعث ميشود شما خوشبينانه تصميمات پر ريسكي را اتخاذ كنيد. باور كردن و خوشبين بودن نسبت به هرچيز و يا ترديد داشتن و بدبين بودن نسبت به هر چيز، هر دو به يك اندازه راهبردي راحت طلبانه هستند. با توسل به هر كدام از آنها ما خود را از اندشيدن معاف ميكنيم.
9- بيش از حد محتاط بودن:كنجكاوي زياد و طولاني براي به تاخير انداختن تصميم گيري. چنانچه شما خيلي محتاط باشيد، محتاط بودن تمام مشغوليت ذهني شما خواهد شد، كه بي ترديد باعث اختلال در تصميم گيري شما ميشود. ترديدهاي ما، با هراساندن ما و متعاقد ساختن ما به عدم تصميم گيري بزرگترين خائنين ما بوده و باعث از دست رفتن فرصتها مي گردند. دودلي و بي عزمي يك عامل ناتوان كننده است.
10- به دوش ديگران انداختن: انتقال بار مسئوليت تصميم گيري به دوش ديگران. عدم تصميم گيري شخصي به اين علت كه چنانچه كارها بدرستي پيش نرفت فرد ديگري را مقصر معرفي كرده و مورد ملامت قرار دهد. مثلا فرد ممكن است براي گريز از مشكلات زندگي تن به ازدواج دهد تا همواره همسر خود را به خاطر ناملايمات زندگي سرزنش كند.
11- تن به شكست دادن: اعتقاد فرد به اينكه گزينه هاي وي از پيش مقدر و توسط تقدير رقم خورده و محكوم به شكست ميباشد. و بر مبناي آن باور ناديده گرفتن سخت كوشي و نقش افكار و تصميم گيريها.
12- افكارهاي دوم: افكاردوم بيش از موانع طاقت فرسا و شرايط دشوار ميتوانند تصميمات سودمند را عقيم سازند. كوچك شمردن اعتبار و اصالت خود و پذيرش افكار و عقايد ديگران نوعي سوء استفاده شيطاني، گمراه كننده و ظريف از خويشتن است.
13- تشكيل كميته و شورا: معمولا شوراها با حضور كارشناسان برگزار نميشود و هدف آن هم انديشي نبوده بلكه سلب مسئوليت فردي است. چنانچه تصميم كميته نتيجه بخش باشد تمام اعضاء شورا به خود مباهات خواهند كرد، اما درصورتي كه تصميم اتخاذ شده نادرست و بي نتيجه باشد همه اعضاي كميته خواهند گفت كه: "اين تصميم من تنها نبوده بلكه تصميم كميته بوده است." به خاطر داشته باشيد كه، همواره كارهاي بزرگ توسط افراد منفرد محقق گرديده و نه كميته ها و شوراها.
14- ناتواني در شناخت مسئله: اين بي گمان به يك راه حل غلط منتهي ميشود. با عدم شناخت درست مشكل، هر راه حلي لاجرم نادرست خواهد بود.
15- ناتواني در درك مسئله:به علت تجزيه تحليل غير معقول، تعلل، طفره رفتن، فقدان حساسيت و يا فقدان تمركز باعث ناتواني در درك مشكل ميشود.
16-تصميم گيري بر اساس دانش و خرد عمومي و يا گپ هاي دوستانه بي ترديد نادرست خواهد بود.
17- اطلاعات: عدم گردآوري اطلاعات معتبر و موثق، تصميم گيري را دچار مشكل خواهد كرد. اما معمولا افراد ابتدا تصميم ميگيرند و سپس به دنبال اطلاعاتي ميگردند كه تصميم آنها را تاييد كند.
18- نمادين بودن تصميم: شخص بسيار براي اتخاذ يك تصميم و خط مشي تلاش ميكند اما در به اجرا درآوردن آن بي تفاوت است.
19- تقليد كردن:برخي افراد هنگامي كه با سوالاتي نظير "چه بايد بكنم" و يا "چگونه بايد زندگي كنم" تنها كوركورانه از ديگران پيروي كرده و هرگز مخالفت نميكنند.
20- دغدغه هاي پس از تصميم گيري: اغلب افراد پس از تصميم گيري جنبه مثبت تصميم خود را برجسته ساخته و جنبه مثبت گزينه هاي مطرود شده را ناديده گرفته و انكار ميكنند.
21- اسناد موفقيتهاي خود به مهارتها، استعدادها و سخت كوشي و شكستهاي خود به نيروهاي خارجي اجتناب ناپذير (شرايط و يا تقدير). و اتخاذ رويكردي عكس آن براي توفيقات و شكستهاي ديگران.
22- ما تمايل داريم نخستين آلترناتيوي (گزينه) كه به نظر موثر و عملي مي آيد را بپذيريم و از لحاظ كردن گزينه هاي ديگر صرفنظر ميكنيم.
23- محافظه كاري و ايستايي: عدم تمايل به تغيير الگوهاي افكار در مواجهه با اوضاع كنوني. افكاري كه ما در گذشته به آنها خو گرفته ايم .
24- محدوديت هاي تجربي: عدم تمايل و ناتواني در نگريستن به وراي گستره تجارب گذشته يمان و رد ناشناخته ها.
25- تفكر آرزومندانه: ميل داريم كه به مسايل به ديد مثبت نگاه كرده و آنطور كه دوست داريم به وقوع بپيوندند، بيانديشيم. كه باعث تحريف ادراك و انديشه ما ميشود.
26-ناهمساني در اعمال معيارهاي تصميم گيري در شرايط يكسان.
27-تعصب و درك گزينشي موجب تحريف تصميم گيري خواهند شد.
28-ترس از اتخاذ تصميم غلط و پيامدهاي آن.
بسيارى از مديران معتقدند كه بايد از چگونگى انجام كليه كارها، در واحد تحت
مسووليت خود كاملا مطلع و آگاه باشند.
شايد به اين دليل كه احساس مىكنند اگر يكى از كاركنان كليدى ، غيبت يا استعفا كرد
، آنها بايد خود شخصا آن كار را بتوانند انجام دهند.
اگر شما نيز، به عنوان يك مدير، به اين مساله اعتقاد داريد ، بنابراين رييس سازمان
هم بايد بتواند هرنوع كارى را در سازمان خود انجام دهد كه البته اين نظريه ، مسخره
است!!
زيرا در آن صورت رييس جمهورى هر كشورى هم بايد بتواند كليهى مشاغل موجود در دولت
خود را انجام دهد كه اين طور نيست.
شما به عنوان مدير، لازم است از كارها، و نه نحوهى انجام، آنها مطلع باشيد.
البته اين امر تا حد زيادى به سطح مديريت شما (اينكه مدير ارشد، مدير ميانى يا مدير پايه
باشيد) بستگى دارد.
اگر مدير پايه هستيد موظفيد كه نحوهى انجام برخى كارها را بدانيد. امااگر مثلا 35
كارمند شاغل در وظايف مختلف داريد ، لزومى ندارد نحوهى انجام تك تك كارها را
بدانيد.
مثلامدير يك بيمارستان نمىتواند عمل جراحى انجام دهد، اما به خوبى مىداند چگونه
جراحان مجربى استخدام كند و آنها را در بيمارستان خود نگه دارد.
بسيارى از مديران تازه كار، در مورد عدم توانايى خود براى انجام كارها نگران و
ناراحت هستند شما به عنوان مدير تازه كار اصلا نگران اين مساله نباشيد. زيرا شما
صرفا مسوول نتايج حاصله آن هم در حيطه سياست سازمان هستيدو نه بيشتر.
اگر چه اين نظر ممكن است در ابتدا شما را نگران و وحشت زده كند اما كم كم عادت
خواهيد كرد. شايد واكنش اوليهى شما اين باشد كه من بايد تمام اينها را بدانم. اما
اگر در حيطه كارى شما وظايف زيادى وجود داشته باشد، يقينا در انجام آنها موفق
نخواهيد بود، پس هم نگران نباشيد و هم تلاش بيهوده نكنيد.
منبع: نشریه الکترونیکی فکر نو
لطفا دانلود کنید: http://www.creativityandtriz.com/files/management%20talk.pps
لطفا کلیک کنید: http://www.creativityandtriz.com/files/management%20talk.pps
از قدرت خود براي كمك به مردم استفاده نماييد;زيرا به ما قدرت داده نشده كه فقط اهداف خود را گسترش دهيم و يا به آن اهداف برسيم و يا حتي در جهان خودنمايي كنيم و يا اسمي از خود بر جاي بگذاريم,بلكه تنها استفاده مفيد از قدرت,خدمت به مردم است.
از كتاب 101 راز مديران موفق
دو گروه از افراد شكست مي خورند: افرادي كه كار مي كنند و هرگز عمل نمي كنند و افرادي كه كار مي كنند بدون اينكه فكر كنند.
رورند دبليو اي نانس
اگر مي خواهيد موفق شويد بايد سفر خود را از راهها و مسير هاي جديد آغاز كنيد نه از راهها و مسير هاي قديمي كه قبلا توسط ديگران طي شده است.
جان – دي. راکفلر
جرج كرين
شكست فرصتي است براي دوباره شروع كردن ولي اين بار با هوشياري بيشتر.
هنري فورد
هيچ هدف بزرگي بدون انگيزه و اشتياق بدست نمي آيد.
رافل والدو امرسون
شما مي توانيد نظرات خوب و درخشاني داشته باشيد ,اما اگر آنها را درك نكنيد اين نظرات و عقايد شما را به جايي نمي رساند
لي لا كوكا
ويژگي افراد خلاق
* انعطاف پذيرتر از افراد ديگر هستند.
* پيچيدگي كارها را برسهولت آن ترجيح مي دهند.
* بيشتر تمايل به استقلال دارند.
* سرسختانه از مواضع خود دفاع مي كنند.
* انگيزش دروني براي آنان امري حياتي است.
* به ندرت از موقعيت اجتماعي خود راضي هستند.
* مشتاقانه به حل مسايل مي پردازند. حتي اگر مسله بسيار سخت باشد.
* نسبت به خود و توانايي قضاوت آزادانه ي خود آگاهي دارند.
* خود را متفاوت از ديگران مي بينند ومخالف همرنگ شدن با اجتماع اند.
* پر تكاپو و داراي انرژي هستند.
* از مخاطره در كار استقبال مي كنند.
آزادي : فرصت بهتر شدن و رشد كردن
آموزش : وسيله باز كردن مغز ، نه پركردن آن
احترام : ايجاد امكان رشد براي خود و ديگران
بهره وري : كم كردن زحمت ، زياد شدن رحمت
تنبيه : تشويق خوبان و اينكه آنقدر تشويق كنيم تا تشويق نشدن تنبيه باشد
خلاقيت : تغيير دادن وضعيت موجود
غير ممكن : امور غير ممكن را ، ممكن ساختن هنر است
كار : تلاش توام با فكر
كيفيت : مشتري پسندي
مالكيت : احساس مسوليت
مردم داري : احترام به نظرات و خواسته هاي منطقي مردم
مسوليت پذيري : پذيرش خطاي خود
مشاركت : همزيستي + همدلي + همفكري
منبع : سايت راهكار مديريت
۱) وقتي كاركنان، خوب كار ميكنند، مديران اصلاً توجه نميكنند، ولي در صورت خطا، آنها را سرزنش و بعضاً تنبيه ميكنند.
۲) مديران ناكارآمد، واقعيتها را براي كاركنان بازگو نميكنند. آنها در حالي كه اخبار خوشايند را بزرك كرده و به شكل بزرگنمايي شده به كاركنان خود نشان ميدهند، سعي ميكنند اخبار ناگوار را كوچك يا پنهان كنند.
۳) ارزيابي عملكرد افراد را عموماً براساس عملكرد انفرادي آنان محاسبه ميكنند، ولي براي سينرژي و فرهنگ توان افزايي و هم افزايي ارزشي قائل نيستند.
۴) با افراد باكاركرد ناچيز و كاركرد برجسته، يكسان برخورد ميكنند. اين برخورد باعث ميشود كاركناني با موقعيت اول هميشه در حال تمسخر و پوزخند و كاركناني با موقعيت دوم، هميشه بيانگيزه باشند.
۵) با اجراي سياست تفرقه بينداز و حكومت كن، بر تيرگي روابط افراد سازمان دامن ميزنند.
۶) كارهاي كوچك را به آدمهاي بزرگ و شايسته و كارهاي بزرگ را به آدمهاي نالايق ميسپارند.
۷) با ديكته كردن قدم به قدم فعاليتها، ابتكار عمل و خلاقيت را از كاركنانشان سلب ميكنند.
۸) با عدم انعطافپذيري و عدم استقبال از انتقادات با روي باز، شجاعت و جسارت در نظريات و بيان عقايد را از كاركنان سلب ميكنند.
۹) به دليل عدم تشخيص فرصتها و تهديدها، از انجام به موقع و حركتهاي توام با ريسك معذور است.
۱۰) نداشتن برنامه ريزي استراتژيك و چشماندازهاي لازم، سبب ناتواني در برداشتن موانع از سر راه و در نتيجه بزرگ شدن مشكلات ميشود.
هرگز کارکنان را مجبور نکنید که کاری را تنها با روش مورد نظر شما انجام دهند . هدف را برای آنان مشخص کرده و انتخاب روش اجرای کار را به خود آنان واگذار کنید . در چنین مواقعی ، نبوغ و درایت آنان شما را شگفت زده خواهد کرد .
کار تیمی ، نه نیازی به افراد خارق العاده و بسیار باهوش برای رهبری دارد و نه به افرادی مستبد و خودرأی برای ودار کردن کارکنان به انجام کارها نیازمند است . اگر کم و کیف کار و هدف پروژه به طور کامل برای اعضاء تشریح شود، اختیارات کامل نیز به آنان تفویض گردد و از دخالت غیرضروری در کار آنها خودداری شود ، اعضاء با حداکثر کارایی و بهره وری ، وظیفه محوله را انجام خواهند داد . اغلب مدیران و سرپرستان با مداخله های بی جا در جزء جزء کارها ، مانع ظهور استعدادهای کارکنان می شوند .
برخی سرپرستان معتقدند که تبحر در دستور دادن یعنی تفویض اختیار ! این ایده اصولاً درست نیست و آنان دقیقاً مشابه مستبدان عمل می کنند . تفویض اختیار ، یعنی بدون دیکته کردن روش انجام وظیفه ای به دیگری ، کار را به او محول کرده و انتخاب روش انجام آن را به او واگذار کنید . اگر به جای تفویض اختیار انتخاب روش انجام کار ، به آنها دستور دهید که مطابق روش مورد نظر شما کار کنند ، آزرده خاطر شده و با بی میلی کار را انجام خواهند داد . در غیر این صورت ، از اجرای کارها لذا برده و معمولاً روش های جدیدی برای انجام آنها ابداع خواهند کرد .
شکست فاجعه نیست ، بلکه بی هدفی فاجعه است .
جیمز راسل لاول
عظمت وشکوه انسانی ما این نیست که هیچگاه سقوط نکنیم. بلکه این عظمت در آنجاست که هر وقت افتادیم دوباره برخیزیم و تلاش را از سرگیریم.
هیچ موفقیت برجسته ای بدون صرف وقت کافی به دست نمی آید.
ثمره ی تلاش و کوشش فقط زمانی به طور کامل حاصل می شود که کوشنده تا حصول مقصود از تلاش باز نایستد.
آنکه می کوشد می جوید.
پس از بیان نکته ی اصلی مورد نظرش.لب از سخن فرو مي بندد.
بازنده:
آن قدر به صحبت ادامه ميدهد كه نكته اصلي را فراموش مي كند.
برنده مي گويد:
بايدراه بهتري هم وجود داشته باشد.
بازنده مي گويد:
تا بوده و تا هست همين است.
(( سيدني . جي . هريس))
* با رفتارهاي ضد و نقيض، اعتماد زيردستان را از خود سلب نكنيد.
* از مشورت و نظرخواهي با نيروهای جوان ابايي نداشته باشيد.
* از هر فرصتي براي استخدام و به كار گيري افراد برجسته استفاده كنيد.
*رعايت استانداردهاي محيط كار در كارايي كارمندان مؤثر است.
* در ايجاد فضاي رقابتي سالم، كوشا باشيد.
* در صورت لزوم با قاطعيت "نه" بگوييد.
* با اصول ساده روانشناسي آشنا شويد.
* با شروع به موقع جلسات، وقتشناسي را عملا به حاضرين بياموزيد.
* انتقاد پذير باشيد.
* با بي توجهي، تلاش و زحمات زيردستان را بي ارزش نكنيد.
كليد رشد افراد اين است كه آنها را در حالي در بيابيم كه كارشان را درست انجام
مي دهند
افرادي كه نتايج خوب توليد مي كنند احساس خوبي به آنها دست مي دهد
تعريف و تمجيد باعث پيشرفت است. هدفي كه به انسان ها انگيزه مي بخشد
وقتي اشتباهي رخ مي دهد ,انرژي را دوباره در راستايي ديگر هدايت كنيد
هيچ كدام از ما به اندازه همه ما زرنگ نيست (خرد جمعي بهتر از خرد فردي است)
نه موفقيت , جاوداني است و نه شكست , فاجعه
وقتي آموختن را متوقف مي كني, در حقيقت جلو رشد خود را مي گيري
شديد تر كار نكنيد , هوشمندانه تر كار كنيد
*برنامه ريزي يعني فرمان دادن آينده است نه فرمانبري از آينده*
*اولويت كار هايت را بر اساس ضرورت و اهميت انجام بده*
*يك امروز ارزشي برابر با دو فردا را دارد*
*دور هم جمع شدن آغاز است . باهم ديگر متحد شدن پيشرفت است و با يك ديگر كار كردن موفقيت است*

