- مقدمه
- تعریف استراتژی و مدیریت استراتژیک
- ضرورت استفاده از مدیریت استراتژیک
- مزایای مدیریت استراتژیک
- فرآیند مدیریت استراتژیک
- موانع و مشکلات طراحی برنامههای استراتژیک
- بررسی موانع اجرای برنامههای استراتژیک
مقدمه
آیا تا به حال از خود پرسیدهاید که چرا بعضی از شرکتهای بزرگ و موفق در مدت زمان کوتاهی با از دست دادن سهم بزرگی از بازار خود به موقعیتی معمولی و حتی تأسف بار تنزل یافتهاند و چرا برخی از شرکتهای کوچک و گمنام به یکباره به جایگاههای ممتازی در صحنه رقابت بین الملل رسیدهاند؟ آیا در این مورد فکر کردهاید که چرا برخی از مؤسسات، نوسانهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی را به راحتی تحمل نموده و بر آنها غلبه میکنند و در مقابل برخی از سازمانها طعم تلخ شکست را چشیده و از ادامه راه باز میمانند؟ به عقیده بسیاری از متخصصان علم مدیریت پاسخ بسیاری از این گونه سئوالات را باید در مفاهیمی به نام «استراتژی» و «مدیریت استراتژیک» جستجو کرد. در این مقاله سعی شده است نگاهی گذرا بر مدیریت استراتژیک و ضرورت و موانع بکارگیری آن در سازمانها داشته باشیم.
ادامه مطلب
|
مديريت استراتژيك |
خـلاصـه
اين مقاله به بحث مديريت استراتژيك ميپردازد؛ ابتدا بحث با تعريفي پيرامون مديريت و استراتژي آغاز و فرايند مديريت استراتژيك در پنج مرحله، تجزيه و تحليل محيطي، پايهگذاري جهتگيري سازماني، هدفگذاري، تعيين و تدوين استراتژيها، بسترسازي و اجراي استراتژيها و كنترل استراتژيها توضيح داده شده است.
مهارتهاي بنيادين شامل مهارت تعامل، تخصيص، نظارت و سازماندهي ميشود.
پژوهشهاي انجام گرفته ، مزايايي را براي تفكر استراتژيك و تعهد عميق به فرايند مديريت استراتژيك قايل است، از جمله تفكر و تعهد استراتژيك :
1- سطوح مختلف مديريت سازمان را در تعيين اهداف ، هدايت و راهنمايي مي كند.
2- شناسايي و پاسخگويي به موج تغييرات، فرصتهاي جديد و تهديدات در حال ظهور را تسهيل مي كند.
3- منطق مديريت را در ارزيابي نياز به سرمايه و نيروي كار تقويت مي سازد.
4-كليه تصميم گيريهاي مديران در زمينه استراتژي را در كل سازمان هماهنگ مي نمايد.
5- سازمان را قادر مي سازد كه موقعيت واكنشي (Reactive)خود را به وضعيت كنشي وآينده ساز (Proactive) تبديل كند.
مزاياي فوق به سازمانها توانايي آن را مي بخشد كه به جاي آن كه صرفاً پاسخگوي نيروهاي رقابتي بوده و در مقابل شرايط متغير حاكم بر خود واكنش نشان دهند ، خود بر آنها تأثير گذارند.
ادامه مطلب
چكيده
اين مقاله به صورت خلاصه مديريت استراتژيك و ضرورت و موانع بكارگيري آن را در سازمانها مورد بررسي قرار ميدهد. تعريف استراتژي و مديريت استراتژيك، ضرورت استفاده از مديريت استراتژيك، مزاياي مديريت استراتژيك، فرآيند مديريت استراتژيك، تحليل وضعيت، تدوين استراتژي، اجراي استراتژي، ارزيابي استراتژي، موانع و مشكلات طراحي برنامههاي استراتژيك، بررسي موانع اجراي برنامههاي استراتژيك مباحث اين مقاله را تشكيل ميدهند.
ادامه مطلب
اين مقاله به بحث مديريت استراتژيك ميپردازد؛ ابتدا بحث با تعريفي پيرامون مديريت و استراتژي آغاز می شود . فرايند مديريت استراتژيك در پنج مرحله، 1- تجزيه و تحليل محيطي، 2- پايهگذاري جهتگيري سازماني، 3- هدفگذاري، 4- تعيين و تدوين استراتژيها، 5- بسترسازي و اجراي استراتژيها و كنترل استراتژيها توضيح داده شده است. مهارتهاي بنيادين شامل مهارت تعامل، تخصيص، نظارت و سازماندهي ميشود. پژوهشهاي انجام گرفته ، مزايايي را براي تفكر استراتژيك و تعهد عميق به فرايند مديريت استراتژيك قايل است، از جمله تفكر و تعهد استراتژيك 1- سطوح مختلف مديريت سازمان را در تعيين اهداف ، هدايت و راهنمايي مي كند. 2- شناسايي و پاسخگويي به موج تغييرات، فرصتهاي جديد و تهديدات در حال ظهور را تسهيل مي كند. 3- منطق مديريت را در ارزيابي نياز به سرمايه و نيروي كار تقويت مي سازد. 4-كليه تصميم گيريهاي مديران در زمينه استراتژي را در كل سازمان هماهنگ مي نمايد. 5- سازمان را قادر مي سازد كه موقعيت واكنشي (Reactive) خود را به وضعيت كنشي وآينده ساز (Proactive) تبديل كند. مزاياي فوق به سازمانها توانايي آن را مي بخشد كه به جاي آن كه صرفاً پاسخگوي نيروهاي رقابتي بوده و در مقابل شرايط متغير حاكم بر خود واكنش نشان دهند ، خود بر آنها تأثير گذارند.
ادامه مطلب
۱- قابل سنجش و اندازه گیری باشد.
۲- سازنده و مثبت باشد.
-۳ واقع گرایانه باشد نه تخیلی.
-۴ مبتنی بر مصلحت (جمعی) باشد نه خوشایند (فردی)
۵- به راحتی و در چند گام قابل دستیابی نباشد، اما قابل تقسیم به اهداف کوتاه مدت و دست یافتنی باشد.
-۶ زمان دستیابی به آن تعیین شده باشد.
-۷ مکتوب و در معرض دید همگان باشد تا در ذهن یکایک افراد نقش ببندد.
-۸ تا حد امکان مستقل باشد نه متکی به عوامل خارجی، مگر تحت شرایط خاص آنهم نه در مورد عوامل اصلی و حیاتی.
-۹ قابلیت انعطاف، اصلاح و تغییر را داشته باشد.
-۱۰ عامل انگیزش سازمان باشد.
-۱۱ آینده نگرانه باشد.
-۱۲ با توجه به وضعیت روز منطقه، جامعه و جهان انتخاب شده باشد.
منبع :راهکار مدیریت


